تبليغاتX
وهابیت در خدمت استعمارگران

وهابیت در خدمت استعمارگران

وهابیت زاده استعمار است و در خدمت آنها و غلام حلقه به گوش آنهاست .

تصويري بسيار زيبا و دلنشين از رهبر پاينده القاعده حضرت ملاصاحب بن لادن . گفتني است اين تصور اختصاصي است و استفاده از اين عكس در سايت ها و وبلاگ ها منوط به كسب اجازه ايشان مي باشد .


اين هم تصوير حضرت ملاصاحب ملا محمد عمر رهبر طالبان ، دشمن اشغالگران و جهادگر في سيبيل

اين تصوير حدود سال 1356 قبل از جهاد با روس ها گرفته شده است و در آن هنگام چشمهاي ايشان سالم بود .



تصوير ملا محمد عمر به همراه همرزمان و دلاور مردان طالبان و القاعده


+ نوشته شده در  جمعه 23 مرداد1388ساعت 21:12  توسط عبدالمالک جمال زهی   | 

سردسته احمقان وهابی با دلارهای نفتی امریکا ارتزاق میکند به تازگی از عالم غیب فتوایی تولید کرده است و شیعه را رسما تکفیر نموده است .
البته شکر خدا تعدادی اندک از علمای اهل تسنن به این فتوای یزیدی زمانه اعتراض هم نموده اند . الحمدالله .
اما باید گفت تا وقتی که سعودی های احمق در حال تبدیل و کنورت کردن اهل تسنن به یک وهابی تحمیق شده مشغول باشند همیشه باید در حال خون و سر بریدن و زنده زنده سوازندن شیعیان توسط ایشان باشیم .
به امید نابودی این یزیدی ها و ناصبی های زمانه .

با گذشت مدتی کوتاه از تکفیر شیعیان توسط امام جماعت مسجدالحرام در مصاحبه با شبکه خبری «بی‌بی‌سی»، علمای شیعه واکنش‌های متعددی نشان داده‏اند. به‌نظر می‌رسد از مهم‌ترین این واکنش‌ها، سخنان خطیبان جمعه شهرهای شیعه‌نشین عربستان باشد که در فضای رخوت‌زده و خفقان عربستان‌سعودی، بی‌واهمه به شیخ‌کلبانی انتقاد کرده و خواستار عذرخواهی او از تمام شیعیان شده‌اند. گزارش زیر از مجموعه واکنش‌های علمای شیعه در مورد این مسئله است.

علمای اسلام پیرو فتاوای سعودی نیستند
به گزارش رسا، یکی از علمای اهل تسنن سوریه، سخنان اخیر امام جماعت مسجدالحرام علیه شیعیان را به شدت محکوم کرد.

شیخ عبدالقادر الکتانی از علمای برجسته اهل تسنن در سوریه اظهارات اخیر شیخ کلبانی امام جماعت مسجد الحرام که در گفتگو با شبکه بی‌بی‌سی، شیعیان را کافر دانسته بود، به شدت محکوم کرد.

وی گفت: هنگامی که این سخنان را شنیدم بسیار تعجب کردم که این‌چنین شخصیتی در دنیای اسلام، چطور شمار زیادی از مسلمانان را کافر می‌داند، درحالی‌که پیامبر اکرم(ص) فرمود: «هیچ مسلمانی حق ندارد مسلمان دیگری که به وحدانیت خدا و نبوت پیامبر شهادت می‌دهد را کافر بداند».

الکتانی با اشاره به‌اینکه این اظهارات در گفتگو با بی‌بی‌سی ایراد شده است، تأکید کرد: این‌گونه اظهارات در شرائط حاضر که دنیای اسلام به وحدت نیاز دارد، تنها منافع استعماری غرب را فراهم می‌کند و موجب از هم گسستگی دنیای اسلام می‌شود.

وی گفت: نمی‌دانیم چرا درحالی‌که دنیای اسلام روز به روز به سمت تقریب مذاهب می‌رود و سعی می‌کند با برگزاری کنفرانس‌ها، میزگردها، همایش‌ها و اجلاس‌های مختلف بین‌المللی، اختلاف بین شیعه وسنی را به حداقل برساند، علمای سعودی به سمت گسترش فرهنگ تکفیر می‌روند.

الکتانی افزود: علمای جهان اسلام پیروی مدرسه سعودی نیستند و هر فتوایی که از این مدرسه صادر می‌شود را قبول نمی‌کنند، چراکه این مدرسه با وجود سخنان پیامبر اسلام(ص)، تنها فرهنگ تکفیر مسلمانان را می‌شناسد.
وی درعین‌حال با اشاره به اینکه جامعه اهل تسنن نسبت به سبّ و لعن صحابه بسیار حساسند، از علمای شیعه خواست تا مانع سبّ و لعن صحابه توسط شیعیان شوند.

الکتانی در پایان گفت: اگر خواستار وحدتی پایدار هستیم، همه مسلمانان باید به اعتقادات یکدیگر احترام بگذارند و هیچ‌یک دیگری را و آنچه به آن اعتقاد دارد را مورد سبّ ودشنام قرار ندهد.

سخنان خطیب مسجدالحرام چراغ سبز کشتار مسلمانان استحجت الاسلام و المسلمین شیخ عبدالمهدی کربلایی فتواهای تکفیری علمای سلفی را چراغ سبز به گروههای تروریستی برای کشتار مسلمانان توصیف کرد.

حجت الاسلام و المسلمین شیخ عبدالمهدی کربلایی نماینده آیت الله سیستانی طی خطبه‌های نماز جمعه روز گذشته شهر مقدس کربلا که در حرم مطهر امام حسین(ع) برگزار شد، رشوه‌خواری را خلاف قانون و شرع و اخلاق توصیف کرد و گفت: دولت عراق باید تدابیر خاصی برای این پدیده که در اکثر اداره‌های کشور سرایت کرده است بیندیشد و مرتکبین این عمل غیراخلاقی را محاکمه کند.

وی از فتواهای علمای افراطی علیه شیعیان به شدت انتقاد کرده و گفت: علمای سلفی و افراطی با صدور فتواهای تکفیری علیه شیعیان، گروه‌های تروریستی را به کشتار پیروان اهل بیت(ع) و تخریب مقدسات تشیع دعوت می‌کنند.
حجت الاسلام و المسلمین کربلایی افزود: سخنان یکی از علمای سلفی عربستان در شبکه بی‌بی‌سی مبنی بر کافر بودن همه شیعیان، چراغ سبزی برای کشتار مردم بی‌گناه به‌شمار می‌آید و این نشان‌دهنده بی‌اطلاعی این افراد از آموزه‌های اسلام مبنی بر وحدت مسلمانان است.

امام جماعت مسجدالحرام در اظهارات اخیر خود به امت اسلام خیانت کرد
حجت الاسلام و المسلمین شیخ محمدحسن حبیب اظهارات شیخ عادل کلبانی در شبکه بی‌بی‌سی علیه شیعیان را خیانت به امت اسلام و وحدت اسلامی توصیف کرد.

حجت الاسلام و المسلمین شیخ محمدحسن حبیب خطیب جمعه «صفوی» از مناطق برجسته شیعه‌نشین عربستان، طی خطبه‌های نماز جمعه روز گذشته این شهر که در مسجد امام رضا(ع) برگزار شد، اظهارات شیخ کلبانی امام جماعت مسجدالحرام علیه شیعیان در شبکه بی‌بی‌سی را به‌شدت مورد انتقاد قرار داده و گفت: این سخنان نشان داد که علمای سلفی همچنان به برنامه‌های خود برای شستشوی مغزها و کینه‌ای کردن مردم نسبت به یکدیگر ادامه می‌دهند.

وی افزود: درحالی که جهانیان به گفتگو و تفاهم روی آورده‌اند این علما از منابری که باید بر روی آن مردم را به حق دعوت کنند به تکفیر جمعی از مسلمانان می‌پردازند، که این عمل خیانت به امت اسلام است.

شیخ محمد حسن از سکوت علما و اندیشمندانی که ادعای اعتدال و عدم افراطی‌گری می‌کنند ابراز شگفتی کرد و اظهار داشت: علما و اندیشمندانی که ادعای اعتدال میکنند و از خطرات این‌گونه سخنان به خوبی آگاه هستند نباید سکوت اختیار کنند و شاهد دشمنی و گسیختگی ملت باشند. خطیب جمعه صفوی دولت را به برخورد قاطع با این افراد دعوت کرد و گفت: دولت موظف است با کسانی که امنیت و وحدت ملت را هدف قرار داده‌اند برخورد قاطع بکند و باید بداند که در صورت سکوت شاهد گسیختگی و جنگ داخلی در کشور خواهد بود.

خطیب جمعه قطیف عربستان خواستار برکناری امام جماعت مسجدالحرام شدحجت الاسلام و المسلمین شیخ حسن صفار خواستار برکناری امام جماعت حرم مکی به دلیل تکفیر تمامی شیعیان شد.
حجت الاسلام و المسلمین شیخ حسن صفار خطیب جمعه «قطیف» عربستان طی خطبه‌های نماز جمعه روز گذشته که در حضور جمع کثیری از شیعیان این شهر برگزار شد، دولت عربستان را به برکناری شیخ عادل کلبانی خطیب و امام جماعت حرم مکی که در گفتگو با شبکه بی‌بی‌سی تمامی شیعیان را کافر عنوان کرده بود دعوت نمود.

وی افزود: کسی که جمع کثیری از مسلمانان را کافر می‌داند صلاحیت امامت حرم مکی را ندارد.

شیخ حسن صفار خواستار عذرخواهی کلبانی از شیعیان شد و افزود: وجود این‌گونه افراد برای حکومت عربستان زیانهای فراوانی دارد و شیخ کلبانی باید از تمامی شیعیان به خاطر این اظهارات عذرخواهی کند.

خطیب جمعه قطیف از تمسک مدارس سلفی به سلاح تکفیر، ابراز تعجب کرده و اظهار داشت: مدارس تکفیری با تمسک به سلاح تکفیر، وحدت ملی و مصالح کشور را نادیده گرفته و به دیدگاه‌های مسئولان کشور مبنی بر وحدت توهین کرده‌اند.
وی افزود: ظهور شیوه تکفیر در مدارس سلفی که از عنوان مدارس و مؤسسه‌های رسمی کشور به شمار می‌آیند چهره عربستان را مشوش می کنند و این کشور را به عنوان حامی تروریسم معرفی می‌کند.

حجت الاسلام و المسلمین صفار در باره تکفیر شیعیان به‌دلیل توهین به برخی از صحابه گفت: این اظهارات با دلایل سیاسی صورت می‌گیرد، چون برخی از صحابه با یکدیگر مشکل داشتند و حتی به کشتار، لعن، فحش و بدگویی نسبت به یکدیگر پرداخته‌اند.

خطیب جمعه قطیف تأکید کرد: این به معنای موافقت ما با لعن و توهین نیست بلکه ما بارها نظر خود را درباره احترام به مقدسات یکدیگر اعلام کرده و خواستار احترام متقابل هستیم.

وی در پایان بر لزوم هم‌زیستی مسالمت‌آمیز ملت با یکدیگر تأکید کرده و خواستار دوری از اختلافات عقایدی و مذهبی شد.

سخنان اخیر امام جماعت مسجدالحرام خدمت به استعمار استحجت الاسلام و المسلمین سیدحسن نمر اظهارات امام جماعت حرم مکی را عامل ویرانی و گسیختگی در میان مسلمانان و خدمت به استعمار عنوان کرد.
 
حجت الاسلام و المسلمین علامه سیدحسن نمر خطیب جمعه دمام عربستان طی خطبه‌های نمازجمعه روز گذشته این شهر از اظهارات شیخ کلبانی امام جماعت مسجدالحرام در خصوص کافر دانستن همه شیعیان به شدت انتقاد کرده و گفت: سخنان شیخ کلبانی که در گفتگو با شبکه بی‌بی‌سی صورت گرفت و در بسیاری از سایتهای اینترنتی منتشر شد سبب گسیختگی و ویرانی امت اسلامی خواهد شد.

وی افزود: نباید تصور کرد که این سخنان تنها در آرشیو شبکه بی‌بی‌سی خواهد ماند، بلکه امواج آن تمامی امت اسلامی را در بر می‌گیرد و هوشیاری برخی از مسلمانان و سوءاستفاده گروه‌های تروریستی را در پی خواهد داشت.
سید حسن نمر این اظهارات را مخالف قوانین نظام کشور عربستان خواند و تصریح کرد: علما و اندیشمندان باید از اظهاراتی که بر خلاف قوانین کشور هستند و چهره عربستان را در جهان به صورت کشوری طرفدار تروریسم و کشتار معرفی می کند اجتناب کنند.

خطیب جمعه دمام، شیعیان را جزئی از عربستان دانست و اظهار داشت: شیعیان عربستان وفاداری خود را به کشور و ملت ثابت کرده‌اند و به‌هیچ‌وجه اجازه افراطی‌گری و اظهارات طایفه‌گری را نخواهند داد.

شیخ حبیل خواستار عذرخواهی رسمی امام جماعت مسجدالحرام از شیعیان شدحجت الاسلام و المسلمین شیخ عبدالکریم حبیل از شیخ عادل کلبانی خواست تا به دلیل کافر دانستن شیعیان به صورت رسمی از آنان عذرخواهی کند.

حجت الاسلام و المسلمین شیخ عبد الکریم حبیل خطیب جمعه «ربیعه» عربستان طی خطبه‌های نماز جمعه روز گذشته این شهر از پادشاه عربستان خواست تا شیخ عادل کلبانی امام جماعت مسجدالحرام را به دلیل کافر دانستن همه شیعیان در مصاحبه با شبکه بی‌بی‌سی از این سمت برکنار کند.

وی از تکفیر تمامی شیعیان توسط شخصیت رسمی کشور عربستان در برنامه زنده ابراز شگفتی کرد و افزود: امامت مسجدالحرام باید ملت را به وحدت و مسئولیت‌پذیری دعوت کند ولی این پست به جایگاهی برای صدور تروریسم و کینه تبدیل شده است.

شیخ عبدالکریم حبیل تصریح کرد: آیا شیخ کلبانی به نتایج این سخنان خود به خوبی توجه نکرده است و نمی‌داند که این اظهارات چه عکس‌العملی را از جانب جوانان افراطی علیه شیعیان در سراسر جهان به دنبال خواهد داشت؟

خطیب جمعه ربیعه خواستار کنترل شدن اظهارات تکفیری شد و اظهار داشت: بهتر است پیش از آنکه جهانیان را به گفتگوی ادیان دعوت کنیم، اظهارات و سخنان خود را در داخل امت اسلامی کنترل نماییم و با اظهاراتی که سبب فتنه و آشوب می‌شود برخورد کنیم.

وی در پایان خواستار عذرخواهی رسمی شیخ کلبانی شد و گفت: امام جماعت مسجدالحرام به دلیل این اظهارات باید به صورت رسمی از تمامی شیعیان عذرخواهی کند.
+ نوشته شده در  یکشنبه 20 اردیبهشت1388ساعت 13:33  توسط عبدالمالک جمال زهی   | 

ملا زاده یکی از مولوی های معروف وهابی است که ساکن لندن و جیره خوار استعمار پیر است .

چندی است هرازگاهی در شبکه ماهواره ای که برای خود را انداخته است مشغول هرزه گویی و یاوه گویی و فحاشی است .

جالب است هیچکدام از آقایان اهل سنت هم از وی تاکنون اعلام برائت نکرده اند و بیزاری ننموده اند .

که البته این عمل آقایان اهل سنت یعنی موافقت با رویه مولوی دولازاده (ملازاده ) است . وی هرزه گو ، یاوه گو ، فحاش و احمقی است که در جواب سوال کننده ها فقط یاد گرفته است القاب خانوادگی خود را به تماس گیرننده ها نماید . و عدم برائت آقایان اهل سنت مساوی است با همین دولازاده (ملازاده)

به جاست به فایل صوتی زیر گوش فرا دهیم و حماقت و مریض بودن این فرد را بنگریم و گوش کنیم

فقط گوش دهید و به حماقت این دولازاده بخندید


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه 11 اسفند1387ساعت 18:35  توسط عبدالمالک جمال زهی   | 

چند روز قبل وهابي هاي نجس به صورت پنهاني از زنان مسلمان فيلم برداری کردند که باعث اعتصاب و اعتراض شيعیان عربستان شد .

و وهابي های نجس و ولدزنا با چوب و سنگ و باتوم به اعتراض شيعيان مظلوم پاسخ دادند .

همان روشي که اجدادشان یعنی یزيد ملعون در قبال شيعيان حسين بن علي (ع) در پیش گرفته بودند آنها امروزه روال کاری خود قرار داده اند .

لینک زیر حاوي فیلم مربوط به فيلمبرداری این وهابي های نجس میباشد . سربازان جان بر کف آمريکا با قورت دادند دلارهاي نفتی شروع به ضرب و شتم شيعيان مظلوم عربستان نمودند .

آخرین خبرها حاکی است تاکنون 4 شیعه به شهادت رسیده و دهها زن و مرد نیز زخمی شده اند .

و بسیاری از زخمی های بستری شده در بیمارستان نیز توسط این وهابي های نجس بازداشت شده اند .

خداوند شیعیان عربستان را صبر عطا نماید که زیر سلطه حرامي ترین افراد ها زندگی می کنند .

ملک عبدالله یکی از سربازان جان برکف آمریکا هم دستور آزار آنان را میدهد .

نفرین خداوند بر این وهابي های نجس و ولدزنای آمریکایی که هر روز در عراق و افغانستان و پاکستان مشغول تکه تکه کردن و مثله کردند و زنده زنده سوزاندن و سربریدن شیعیان مظلوم هستند 

http://www.youtube.com/watch?v=v_kHBRpAi-M&feature=PlayList&p=25F3B0073C678227&index=0

+ نوشته شده در  چهارشنبه 7 اسفند1387ساعت 14:51  توسط عبدالمالک جمال زهی   | 

شافعی گفت : که شطرنج مباح است مدام

راست گفته است چنین است که فرموده امام

خواجه مالک سخنی گفت از این بارکتر

که به نزدیک خردمند مباح است غلام

بوحنیفه به از این گوید در باب شراب

که زجوشیده بخور کان نبود هیچ حرام

حنبلی گفت : که گرز آنکه به غم درمانی

بسته بنگ تناول کن و خوش باش مدام

بنگ و می میخور و... میکن و می باز قمار

که مسلمانی از این چار امام است تمام

 

+ نوشته شده در  جمعه 29 آذر1387ساعت 18:38  توسط عبدالمالک جمال زهی   | 

سؤال استاد حسيني قزويني :

 

جناب‌ آقاي مراد زهي فرمودند آن چه كه اين روايت ثابت مي‌كند ، تهديد است ، ما از جناب آقاي مراد زهي سؤال مي‌كنيم كه‌ آيا تهديد فردي براي بيعت از ديدگاه قرآن سند دارد ؟ كه آيا خليفه و امام مي‌تواند كسي را براي بيعت اجبار كند ؟ يا در سنت ما روايتي داريم يا جناب خليفه دوم و همچنين خليفه سوم ، آقا امير المؤمنين سلام الله عليه ، كسي را وادار كرده‌اند . واين تهديد مخالف آيه54 سوره نور است كه خداوند به پيامبر اكرم صلي الله عليه وآله وسلم‌ ، مي‌گويد :

 

فَإِنْ تَوَلَّوْا فَإِنَّمَا عَلَيْهِ مَا حُمِّلَ وَعَلَيْكُمْ مَا حُمِّلْتُمْ .

 

اصلا از رسالت تو كه به مراتب بالاتر از امامت و خلافت است ، رويگردان شدند ، گناهش مال خودشان است .

 

وَمَا عَلَى الرَّسُولِ إِلَّا الْبَلَاغُ الْمُبِينُ .


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه 20 مرداد1387ساعت 16:9  توسط عبدالمالک جمال زهی   | 

سؤال استاد حسيني قزويني :

گر چه ايشان نسبت به سؤال دوم بنده ايشان جواب ندادند ، غضب حضرت زهرا از أبي بكر و عمر يك مسأله ثابت در صحيح بخاري و مسلم است . سؤال سوم من از ايشان اين است كه شما در روايات ، در صحيح بخاري و مسلم آورده‌ايد :

من مات وليس في عنقه بيعة مات ميتة جاهلية . صحيح مسلم ، ج6 ، ص22 .

و همچنين من مات و ليس عليه امام مات ميتة الجاهلية . اين كاملاً ثابت است .

از طرف ديگر در صحيح بخاري ومسلم هست كه : ماتت ابي‌بكر وهي واجدة علي ابي بكر . نه تنها بيعت نكرد ؛ بلكه نسبت به ابي بكر غضبناك نيز از دنيا رفت .

فلم تزل مهاجرته حتي توفيت .

در اين جا مسأله اين است فاطمه زهرا سلام الله عليها كه در برابر خليفه اول بيعت نكرد و او را به عنوان امام قبول نكرد ، آيا فاطمه زهرا به مرگ جاهلي مرده و يا خلافت ابوبكر ، خلافت مشروع نيست .


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه 20 مرداد1387ساعت 16:8  توسط عبدالمالک جمال زهی   | 

متن كامل مناظره دكتر حسيني قزويني از علماي شناخته شده شيعه با مولوي مرادزهي از علماي برجسته اهل تسنن .

و اما نكته جالب اين است كه بارها و بارها دكتر حسيني قزويني ، آقاي مولوي عبدالحميد را دعوت به مناظره نموده بودند اما متاسفانه به علت ترس و شايد هم نداشتن بار علمي آقاي مولوي عبدالحميد آقايان اهل تسنن از اين مناظره طفره رفته بودند و حتي بارها و بارها مولوي مراد زهي را پيشنهاد كرده بودند . اكنون بعد از ماهها انتظار وقتي مولوي مراد زهي به مناظره آمد و با توجه به اين كه اين آقايان نه حرفي براي گفتن دارند و نه جوابي ، در اين مناظره شكست خوردند .

حال در همه جا فرياد مي زنند كه اين شخص با ما هماهنگ نبوده و يا اينكه مولوي مرادزهي از طرف اهل تسنن نماينده نبوده است . جاي تعجب است بعد از چند ماه تبليغ شبكه ماهواره اي سلام تي وي در مورد اين مناظره و سكوت و حتي دعاي آقايان اهل تسنن براي مولوي مرادزهي و آرزوي موفقيت براي وي در سايت ها و خبر ها و وبلاگ ها چگونه شده است كه با شكست وي در اين مناظره همه يادشان آمده است ، مولوي مرادزهي به نمايندگي از اهل تسنن مناظره نكرده است .

البته هميشه روال اهل تسنن و وهابي ها اينگونه بوده است كه ابتدا وارد ميدان مناظره مي شوند و با توجه به اينكه جواب محكم و مستدلي براي گفتن ندارند و حتي سعي در پنهان نمودن واقعيات و اشكالات خود مي كنند اكنون مشغول سفسطه گري و فرار از واقعيت هستند .

الحمدالله اين مناظره براي بسياري از روشنفكران و عاقلان اهل تسنن بسيار خوب هم بود . چرا كه هستند بسيار افرادي كه به دنبال درك مذهب حقه هستند و مي خواهند به علت ساليان سال بايكوت مذهبي و خبري در مورد واقعيت مذهب خويش ، بدانند چرا علماي اهل تسنن تحقيق در مورد صحابه را حرام نموده اند ، چرا علماي اهل تسنن تحقيق در مورد صحاح سته را تحريم كرده اند ، چرا علماي اهل تسنن هميشه واقعيات را پنهان مي نمايند و هزاران چراي ديگر ...

به عنوان مثال آقاي مولوي عبدالمجيد و داماد مولوي عبدالحميد رئيس مدرسه دالعلوم زاهدان در وبلاگ خود اين مناظره را خدمت به اسرائيل و امريكا مي داند . جمله اي تهوع آور از يك مولوي بيسواد كه مناظره را خطري بزرگ براي اهل تسنن مي داند . با توجه به گفته هاي وي مي توان به اين نتيجه رسيد كه مناظره علماي شيعه و اهل تسنن خطري است كه هميشه بسياري از علماي اهل تسنن آن را جبران ناپذير و خطرناك اعلام كرده اند .

هميشه بر عليه شيعه تهاجم مي كنند و آنها را آماج اتهامات ناروا و فتواهاي عجيب و غريب قرار مي دهند بدون هيچ استدلالي ولي به محض اينكه مناظره اي صورت مي گيرد و يا علماي شيعه براي دفاع از مذهب شيعه با يك عالم سني بحث مي كنند اين قضيه را خدمت به اسرائيل و امريكا مي دانند . زهي خيال باطل .


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه 20 مرداد1387ساعت 16:6  توسط عبدالمالک جمال زهی   | 

 با عرض شرمندگی مشکلات در سایت گذارنده عکس ها پدید آمده است که انشاالله تعالی تا 10 مرداد ماه مجددا فعال خواهد شد .

به هر حال عرض پوزش و شرمندگی .
انشاالله بتوانیم بهتر آقایان اهل تسنن و وهابی ها را بشناسیم .


+ نوشته شده در  دوشنبه 31 تیر1387ساعت 16:49  توسط عبدالمالک جمال زهی   | 

قتل عام شیعیان پاکستان توسط سني ها

اینان مردان بی گناه قبایل شیعه پاکستان هستند که توسط تروریست های سني های تندروي پاکستان  به شهادت رسیده اند. البته این جنایات در عراق و افغانستان نیز ادامه دارد و به نام اسلام مشغول سر بريدن مسلمین و بالاخص شیعیان هستند . اشتباه نکنیم آنها نه وهابي هستند نه مزدور اسرائیل و نه امریکا و نه بعثی بلکه از شمول اهل سنت هستند کسانیکه خلیفه اول و دوم و سوم و با اکراه خلیفه چهارم هم دارند . کسانی هستند که هنگام سر بریدن من و توی مسلمان فریاد الله اکبر می زنند و با افتخار از خداوند می خواهند این جنایات را به عنوان جهاد فی سبیل الله قبول نماید . خیلی راحت در مسجد بمب منفجر می کنند ، خیلی راحت بیگناهان را سر می برند و زنان حامله را شکم پاره می کنند ، کودکان را زنده زنده می سوزانند

چندی قبل نیز سنی های پاکستان حدود 30 مسافر شیعه را در میانه راه پیاده نمودند و آنها را کنار یک تانکر سوخت زنده زنده سوزاندند و اکنون یک دسته گل دیگر سنی های پاکستان که جدیدا به نیت قربه الی الله سر می برند و دست و پا قطع می کنند .

نوشته بالای عکس : ( اینان مردان بی گناه قبایل شیعه پاکستان هستند که توسط تروریست های طالبان به سرکردگی "عطا الرحمن" و "کرنال مجید" ربوده شده و پس از شکنجه ددمنشانه سر بریده شدند و به شهادت رسیدند. بدنهای سوخته و قطعه قطعه شده آنان در روز 19 ژوئن 2008 میلادی پیدا شد. )

 

علمای شیعه و شیعیان محض رعایت حال آقایان اهل تسنن سعی می کنند این دسته از حیوانات جنایتکار را وهابی معرفی کنند ولی کجا وهابی هستند؟ آیا پیروان ابن حنبل وهابیند؟ د رحالیکه حنبلی ها فرقه ای از فرق اهل تسنن محسوب می شوند و در همه جا و همه مکان به جای مبارز با اسرائیل و امریکا مشغول مسلمان کشی هستند ! اینان کسانی هستند که در کشورهای عراق ، افغانستان ، پاکستان و ایران مشغول قتل عام مسلمین و سربریدن و زنده زنده سوزاندن شیعیان به نیت قربه الی الله هستند . اینان کسانی هستند که در محراب مطهر مساجد بمب می گزارند و نمازگزاران الله را تکه تکه می کنند ، اینان کسانی هستند که در بازارها و معابر عمومی که مسلمین مشغول رفت و آمد هستند پیکر نحسشان را منفجر می کنند و دهها و صدها شیعه را به نیت قربه الی الله تکه تکه می کنند ، اینان کسانی هستند که به ناموس و اموال و جان شیعه به نیت قربه الی الله حمله می کنند و آنها را غارت می کنند . وا عجبا از این جمود فکری کوته نظران اهل تسنن . چرا بگوییم وهابی ؟! باید همه بدانند اینان نه نام دیگری دارند و نه فرقه ای جدای از مذهب اهل تسنن بلکه از همان سنی ها هستند . کسانی هستند که سالیان سال در مدارس مولوی های کوته فکر مشغول درس خواندن هستند ، کسانی هستند که ماهیانه از دلارهای نفتی امریکایی تزریق شده به صنعت سعودی ها ارتزاق می کنند ، کسانی هستند که سالیان سال در مدارس مذهبی سعودی های عربستان دروس مذهب خوانده اند و یاد گرفته اند که فقط و فقط خودشان مسلمان هستند ، کسانی هستند که در شهرک صدر عراق در یک بمبگذاری 120 زن و کودک را زنده زنده با بمب های خود سوزاندند .

حال خوب است به این شرح حال به دیده دقت بنگرید :

مادر نماز صبح خود را می خواند ، دیگر استراحت نمی کند کودکان شیرین زبان خود را بیدار می کند اندک اندک هنگام صبحانه می شود، نانی تهیه می کند و صبحانه آماده می کند . همه سر یک سفره خندان می نشینند کودک سر سفره شیرین زبانی می کند پدر شوخی می کند ،  مادر می خندد ، هنگام کار می شود ، پدر خانواده به سر کار می رود ، مادر نیز با کودک خود به بازار خرید و فروش می رود تا بلکه میوه ، سبزی و مواد اولیه نهار را تهیه کند ، از این مغازه به آن مغازه ، با یکی سر قیمت چانه می زند ، کودک در کنار مادر حضور دارد . بالاخره یک چرخ میوه فروش را پیدا می کنند تا مقداری میوه بخرند وناگهان بمب .....

مادر تکه تکه می شود

کودک زنده زنده می سوزد

و صدهای کودک و مادر دیگر نیز به همین بلا گرفتار می شود .

مادر خبر نداشت که یک سنی حیوان صفت قصد بهشت کرده است و به خود بمب بسته و خود را منفجر کرده است .

نمونه دیگر از این سنی های تندرو که در استان فرات دستگیر شده بودند که از اعضای گروه «التوحيد و الجهاد»  یکی از گروهای جنایتکار اهل سنت هستند تاكنون به سربريدن 61 شيعه و تجاوز به 15 دختر عراقي اعتراف كرده‌اند.  بنا بر اين اعترافات، هر يك از اين چهار تن، براي بريدن سر هرشيعه 200 دلار و سركرده آنها نيز 500 دلار دريافت مي‌كرده است.


 

 

این هم تصویری از چند شیعه که توسط سنی های تندرو در منطقه جنوب بغداد یکی بعد از دیگری سربریده شده اند

 

 

در این کلیپ نیز اعدام دسته جمعی حدود 30 کارگر شیعه را می بینید که توسط سنی ها به رگبار بسته می شوند . نگویید وهابی . بی جهت مخفی نکنید ، در این کلیپ همانگونه که می شنوید برای خودشان با سرود عربی الله اکبر می خوانند . هنگام تیراندازی الله اکبر می گویند ، هنگام سربریدن نیز الله اکبر می گویند .

http://www.hezareh3.com/film/crime.wmv

در کلیپ زیر نیز یک جوان شیعه را سنی های تندرو در یک محله خلوت به جرم شیعه بودن نه به جرم همکاری با امریکایی یا دزدی بلکه فقط به جرم شیعه بودن سر می برند و هنگام سر بریدن از ته دل الله اکبر می گویند و با گریه از خدا می خواهند این قربانی را بپذیرد و ثوابش برایشان محفوظ نگهدارد تا در بهشت به راحتی وارد شوند

http://www.hezareh3.com/film/019.wmv

 

+ نوشته شده در  جمعه 14 تیر1387ساعت 12:51  توسط عبدالمالک جمال زهی   | 

در اوائل همين هفته ، عده‌اي از تفرقه افكنان وهابي ، شب‌ نامه‌اي را در شهرستان‌هاي استان سيستان بلوچستان توزيع و در آن شبهاتي را پيرامون شهادت حضرت زهرا سلام الله عليها مطرح كردند . با توجه به تماس‌هاي كه از شهروندان اين شهرستان‌ها داشتيم ، بر آن شديم تا جوابيه‌اي براي آن تهيه و براي روشن اذهان شيعيان ، در اختيار عموم قرار دهيم .

 اين جوابيه به صورت مختصر و خلاصه تهيه شده است و انشاء الله به زودي در مقاله ديگري تمامي اين شبهات را مفصل پاسخ خواهيم داد .

 انشاء الله .

 

متن شب نامه :

 بسمه تعالي

 دعوت به وحدت

 

اگر عمر فاطمه عليه السلام را شهيد كرده بود ... ؟

 

1- چرا حضرت علي عليه السلام در آن صحنه هيچ واكنشي از خود نشان نداد ؟

 مراجعه شود به منابع تاريخي

 توضيح : در هيچ منبع تاريخي نيامده است كه حضرت علي در آن صحنه اقدامي نمايد ؛ دست به شمشير برده و با قاتلان و مهاجمان در گير شود آيا واقعا علي عليه السلام اين گونه بود.؟

 2- چرا بعد از شهادت همسر خود فاطمة الزهرا عليه السلام انتقام او را نگرفت يا به فكر گرفتن انتقام نبود.؟

 توضيح: در هيچ منبعي ذكر نشده كه حضرت علي عليه السلام پس از شهادت دخت گرامي رسول خدا صل الله عليه و اله جهت خون خواهي و گرفتن انتقام ايشان اقدامي نمايد، واقعا اگر كسي به حريم خانواده ما چنين تجاوزي بكند امانش مي دهيم ؟ براي سكوت حضرت علي چه توجيهي خواهيم داشت ؟

 

3- چرا با قاتلان دختر رسول خدا  ص ميانه خوبي داشت ؟

 نهج البلاغه فيض الاسلام ص 415 و 442  

 توضيح در مواقع زيادي عمر در زمان خلافت خود براي انجام مشورت به حضرت علي عليه السلام مراجعه مي كند پيشنهاد ها و مشورتها ي كه حضرت علي عليه السلام به ايشان مي دهد مملو و سرشار از محبت و صميميت و احترام مي باشد و هر انسان عاقل و محققي با دنياي ار اوهام و شبهات در مورد حضرت علي عليه السلام مواجه مي سازد. آيا در اين جا هم نياز به تقيه  داشت

 4- چرا  همواره از عمر تعريف و تمجيد مي كرد نهج البلاغه فيض خطبه 219 ص721

 توضيح : چگونه با كدام عقل و منطق مي توانيم باور كنيم كه عمر فاطمه عليها السلام را به شهادت رسانده آنگاه حضرت علي عليه السلام از قاتل همسر خود فاطمه عليها السلام جلوي مردم تعريف و تمجيد بكند . 

 5- چرا حضرت علي حتي در ايام خلافت و حكو.مت خود هيچ گاه  از شهادت همسر خود توسط عمر يادي نكرد .؟

 توضيح : آيا حضرت علي عليه السلام آنقدر بي وفا و بي معرفت بود كه پس از شهادت همسر خود حتي يك بار هم از شهادت ايشان يادي نكرد ؟ و اگر از آن ياد آوري كرده در كدام خطبه و سخنراني ؟ كدام نامه؟ كدام مجلس و جلسه ؟و كدام منبع و كتاب ؟

  مراجه  شود كتاب كشف الغمه في معرفه الائمه ج 1 ص 440 

 6- چرا حضرت علي عليه السلام سه تن از فرزندان خويش را به نام هاي ابو بكر ، عمر ، عثمان نام گذاري كرد ؟ كتاب كشف الغمه ج 1 ص 440 منتهي الامال ج 3 ص 162

 توضيح : واقعا شما نام دشمنان يا قاتل همسرتان را بر فرزندانتان مي گذاريد؟ اين كار علي عليه السلام چه توجيهي مي تواند داشته باشد ؟ ايا تقيه مي تواند آن را توجيه كند ؟

 7- راستي چرا حضرت علي دختر خود به نام  ام كلثوم رااز همان همسر شهيدش بدنيا امده بود به نكاح قاتل همسر خود در آورد .؟

 وسايل الشيعه ج 15 ص457 كتاب الطلاق الاستبصار ج 3 352 الفروع من الكافي ج 5 ص346 جواهر الكلام ج 32  ص 279 

 توضيح : در منابع زيادي از كتابهاي اهل تشيع از جمله منابع فوق با صراحت ذكر شده است كه عمر داماد حضرت علي عليه السلام و حضرت فاطمه عليها السلام  است .

 زيرا دختر ايشان ام كلثوم در نكاح عمر بوده است بنا بر اين ما از مدعيان شهادت حضرت زهرا مي پرسيم ايا شما مي توانيد دختر تان را به عقد قاتل همسر تان در بياوريد ؟ راستي اگر كسي به ناموس شما چپ نگاه كند چكارش خواهيد كرد ؟ آيا غيرت و شجاعت علي عليه السلام از شما كمتر بود . واقعا كه خجالت آور است

 8- چرا حضرت امام حسن و امام حسين عليهم السلام مادام العمر از شهادت مادرشان توسط عمر يادي نكردند .؟

 

توضيح :در هيچ يك از منابع تاريخي شيعه و سني ديده نمي شود كه حضرت امام حسن و حسين عليهم السلام از شهادت مادرشان توسط عمر يادي كرده باشند پس لزوما آنها به مادرشان عشق و علاقه اي نداشته اند. و اين در حالي است كه شما در همه ساله براي سالگرد و فات مادرتان مراسم عزاداري مي گيريد ايا محبت شما به مادرتان از محبت حسن و حسين عليهم السلام با مادرشان بيشتر است ؟

 

9- چرا مردم مدينه در قبال قتل دختر پيامبر ص سكوت كرده و هيچ اقدامي نكرده ؟

 

توضيح در كدام كتاب آمده است كه احدي از مسلمانان در رابطه با قتل حضرت فاطمه به هبوبكر و عمر اعتراض كند ؟ آيا آن همه  مسلمانان هيچ كدامشان از اين جريان خبر نشدند ؟ و يا اين كه همه شان طرف دار ابوبكر و عمر و دشمن فاطمه بودند ؟

 

10-     چرا شما تا چند سال پيش از جريان شهادت بي خبر و فراموش بوديدو الان بياد تان آمد ؟ تقويم هاي پيش از 1372

 

توضيح : در سالنامه هاي پيش از سال 1372 خبري از شهادت فاطمه عليها السلام نيست  

 

تلك عشره كامله

 

پاسخ :

 

1. چرا حضرت علي (ع) در آن صحنه هيچ واكنشي از خود نشان نداد ؟

 

اولا:  امام علي (ع) در قدم نخست از خود واكنش نشان داد ؛ چنانچه آلوسي مفسر مشهور اهل سنت در اين باره مي‌نويسد :

 

عمر با غلاف شمشير به پهلوي مبارک فاطمه و با تازيانه به بازوي حضرت زد . فاطمه ،  صدا زد : « يا ابتاه » علي (ع) ناگهان از جا برخاست وگريبان عمر را گرفت و بر زمين زد و بر بيني و گردنش کوبيد  .

 

تفسير آلوسي :3/124 .

 

ثانياً:  برفرض اين كه واكنشي نشان نداده است ، به همان دليلي بوده كه پيامبر اسلام (ص)  در مكه مكرمه ، در قبال، شكنجه صحابه و حتي قتل سميه مادر عمار ياسر واكنش نشان نداد.

 

ثالثاً : وقتي ياران رسول خدا به خانه عثمان ريختند و متعرض همسر او شده و حتي دست او را با شمشير قطع كردند ،  عثمان هيچ واكنشي از خود نشان نداد .

 

2 . چرا بعد از شهادت همسر خود فاطمة الزهراء عليها السلام ، انتقام او را نگرفت يا به فكر انتقام نبود ؟

 

اولاً : به همان دليلي كه پيامبر اسلام (ص) از كساني كه قصد ترور آن حضرت را داشتند  انتقام نگرفت.  ابن حزم در المحلي مي‌نويسد:

 

ابوبكر ، عمر ،‌ عثمان ، طلحه ، سعد بن أبي وقاص (رض) مي‌خواستند رسول خدا (ص) را از گردنه‌اي در تبوك به پايين پرتاب كنند  و به قتل برسانند.

 

المحلى : 1/224.

 

 و در پاسخ حذيفه و عمار كه از پيامبر گرامي تقاضاي قتل تروريستها را كردند، حضرت فرمود:

 

به صلاح نيست كه شايع كنند كه پيامبر اصحاب خود را  به جرم تروريست بودن مي كشد.

 

تفسير ابن كثير ج 2 ص 323.

 

 ثانياً : پيامبر اسلام بعد از فتح مكه ، از وحشي  قاتل حضرت حمزه ، انتقام نگرفت ، علي (ع)  نيز از سنت پيامبر اسلام (ص) پيروي كرد .

 

3 .  چرا با قاتلان دختر رسول خدا ص ميانه خوبي داشت ؟

 

حضرت علي (ع) نه تنها با قاتلان فاطمه (س) ميانه خوبي نداشت ؛ بلكه  در صحيح‌ بخاري آمده كه  حضرت علي دوست نداشت چهره عمر را ببيند

 

كَرَاهِيَةً لِمَحْضَرِ عُمَرَ .

 

 و همچنين ابوبكر را استبدادگر مي دانست :

 

وَلَكِنَّكَ اسْتَبْدَدْتَ عَلَيْنَا بِالأَمْرِ

 

صحيح بخاري: 5/82 ، ح4240 .

 

4 . چرا همواره از عمر تعريف و تمجيد مي‌كرد ؟

 

اولاً : آن چه كه  به حضرت علي  (ع) نسبت مي دهند كه در در خطبه 228 نهج البلاغه از عمر تعريف كرده درست نيست و نامي از عمر در خطبه نيست ، بلكه صبحي صالح ، از علماي اهل سنت مي‌گويد مراد يكي از اصحاب حضرت علي (ع) است .

 

نهج البلاغة ، صبحي صالح ، خطبه 228 ، ص 350 .

 

ثانيا ً: علي (ع) در خطبه سوم نهج البلاغه، عمر را مجموعه‏اى از خشونت، سختگيرى، اشتباه و پوزش طلبى مي داند

 

و ميگويد:

 

سوگند به خدا مردم در حكومت دومى، در ناراحتى و رنج مهمّى گرفتار آمده بودند، و دچار دو رويى‏ها و اعتراض‏ها شدند،و من در اين مدت طولانى محنت‏زا، و عذاب آور، چاره‏اى جز شكيبايى نداشتم.

 

  ثالثاً :  بنا به نقل صحيح مسلم نظر امام علي (ع) در باره ابوبكر و عمر اين بود كه  آنان  دروغگو ، گناه‌كار ، حيله‌گر و خيانت‌كار بودند .

 

صحيح مسلم : 5 / 152 ،  ح4468.

 

5 . چرا حضرت علي حتي در ايام خلافت و حكومت خود هيچ‌گاه از شهادت همسر خود توسط عمر يادي نكرد ؟

 

اولاً: در خطبه 203  نهج البلاغه آمده كه علي (ع) به هنگام دفن حضرت زهرا  (س) فرمود:

 

أَمَّا حُزْنِي فَسَرْمَدٌ وَ أَمَّا لَيْلِي فَمُسَهَّدٌ

 

از اين پس اندوه من جاودانه، و شبهايم، شب زنده دارى است، تا آن روز كه نزد خدا  بروم .

 

ثانياً:  علي (ع) در دوران حكومتش نزد سليم بن قيس از شهادت حضرت زهرا ياد كرد و فرمود:

 

فاطمه (س) از دنيا رفت در حالى كه اثر تازيانه در بازويش مانند بازوبند باقى مانده بود.

 

كتاب سليم بن قيس ، ص674 .

 

ثالثاً:  ابن عباس مي‌گويد:علي (ع) در جنگ صفين از  كتابى كه به املاي پيامبرو به خط خودش بود برايم خواند كه  چگونه حضرت زهرا عليها السّلام شهيد مى‏شود

 

كتاب سليم بن قيس الهلالي ، ص915 .

 

6. چرا حضرت علي (ع) سه تن از فرزندان خويش را به نام‌هاي ابوبكر ، عمر ، عثمان نامگذاري كرد ؟

 

اولاً : اين نام‌ها آن زمان مرسوم بود،  ابن حجر عسقلاني در الإصابة نام 21 نفر از صحابه را مي‌آورد كه اسم آن‌ها عمر و 26 نفر عثمان و سه نفر ابوبكر بوده .

 

ثانياً :  نام برخي از اصحاب ائمه (ع) ، يزيد بن حاتم ، يزيد بن عبد الملك ، يزيد بن عمر بن طلحه و ... . آيا آن‌ها به خاطر علاقه به يزيد بن معاويه ، بود؟ .

 

ثالثاً : ابوبكر كه كنيه يكي از فرزندان  علي (ع) هست ، نام او محمد بوده.

 

التنبيه والاشراف ص 2972، الارشاد ج 1 ص 354 .

 

و حضرت به خاطر علاقه خود به عثمان بن مظعون ، نام فرزندش را عثمان گذاشت.

 

مقاتل الطالبيين ، ص 55 و تقريب المعارف ، ص 294. 

 

و عمر بن الخطاب به دليل  خشونت ذاتي كه داشته ، نام فرزند علي (ع) را همنام خود قرار داد

 

وكان عمر بن الخطاب سمّى عمر بن عليّ بإسمه .

 

تهذيب التهذيب ج 7 ص 427.

 

هم چنين نام تعدادي از مسلمانان را نيز تغيير ‌داد.

 

اسدالغابة ج 3 ص 284، طبقات ج 6 ص 76 ، الاصابة ج 5 ص472.

 

رابعاً : اگر نامگذاري نشانه روابط خوب هست ، چرا خلفاء هيچ کدام از فرزندان خود را  علي  وحسن و حسين (ع)  نامگذاري نكردند.

 

7. راستي چرا حضرت علي دختر خود به نام ام كلثوم را از همان همسر شهيدش بدنيا آمده بود ، به نكاح قاتل همسر خود درآورد ؟

 

اولاَ: وقتي علي (ع)  از دادن دخترش به عمر مخالفت كرد، عمر به  عباس عموي پيامبر گفت اگر علي به من دختر ندهد دو نفر را وادار مي كنم كه به دروغ شهادت دهند كه علي دزدي كرده و دستش را قطع مي كنم.

 

كافي ، ج 5 ، ص 346 .

 

ثانياً: هيثمي  از علماي بزرگ اهل سنت نوشته اشت: در برابر اعتراض عقيل به اين ازدواج ، علي (ع) خطاب به عباس  فرمود:

 

درة عمر أحرجته الي ماتري

 

خشونت عمر باعث اين كاري كه مي بيني گرديد.

 

مجمع الزوائد ج 4 ص 272، معجم كبير ج 3ص45.

 

 ثالثاً: علماي اهل سنت نوشته اند:

 

عمر بن خطاب قبل از ازدواج با ام كلثوم ، ساق پايش را لمس مي‌كند و او را در بغل گرفت و بوسيد.

 

الاصابه، ابن حجر: 8/464 و سير أعلام النبلاء، ذهبي:3/501. تاريخ بغداد، الخطيب البغدادي، ج 6، ص 180.

 

آيا درست است كه حاكم اسلامي كه بايد حافظ ناموس ملت باشد، خود با ناموس مردم اينچنين كند؟

 

سبط ابن جوزي از علماي اهل سنت مي گويد:

 

وهذا قبيح والله، ثمّ بإجماع المسلمين لايجوز لمس الأجنبيّة فكيف ينسب عمر إلى هذا ؟

 

به خدا سوگند كه اين كاري از عمر نقل مي كنند، قبيح است  دست زدن به دختر نامحرم حرام است ...

 

تذكرة خواص الأمة : 321.

 

رابعاً: عمر بن خطاب مي گويد: من در امر نكاح تابع سنت‌هاي جاهلي هستم محمد بن سعد در طبقات الكبري مي‌نويسد

 

قال عمر بن الخطاب ما بقي فيّ شئ من أمر الجاهلية إلا أنّي لست أبالي إلى أي الناس نُكحت وأيهم أنكحت .

 

طبقات كبرى  ج 3 ، ص 289 .

 

ما از ترجمه آن معذوريم ،ً برادران اهل سنت ترجمه دقيق آن را از مولوي‌هايشان سؤال كنند .

 

8 . چرا حضرت امام حسن و امام حسين (ع) مادام العمر از شهادت مادرشان توسط عمر يادي نكردند؟ در هيچ يك از منابع شيعه و سني در اين باره مطلبي وجود ندارد .

 

اولاً:‌ امام حسن (ع) در مناظره‌اي كه با معاوية و دار ودسته وي داشت ، خطاب به مغيرة بن شعبة فرمود:

 

تو همان هستى كه فاطمه دخت گرامى رسول خدا (ص) را كتك زدى ؛ تا آنجا كه خون آلود شد و فرزندي كه در رحم داشت سقط كرد.

 

احتجاج طبرسي ، ج‏1، ص 278. 

 

ثانياً: امام حسين (ع) نقل مي كند كه  امام علي (ع) در هنگام دفن فاطمه زهرا سلام الله عليها فرمود :

 

بر اين مصيبت بزرگ همچون مادرى كه  فرزند از دست داده مى‏ناليدم . يا رسول الله ! در محضر خداوند دخترت مخفيانه به خاك سپرده شد، حقّش را به زور گرفتند ، و آشكارا از ارث خود محروم گشت، و حال آن كه هنوز از رحلت تو ديرى نپائيده و ياد تو فراموش نگشته است . 

 

الكافي ج 1 ص 458 و الأمالي ، المفيد - ص 282 .

 

ثالثاً: آيا در عصري كه عمر بن خطاب به بهانه جلوگيري از گريه بر ميت تازه گذشته ، شبانه و بدون اجازه وارد خانه مردم مي‌شود و زن‌ها را كتك زده و حجاب از سر آن‌ها بر مي‌دارد ، مي‌توان مجلس عزاداري برپا كرد؟ 

 

المصنف ، عبد الرزاق ج 3 ، ص 557 .

 

9 . چرا مردم مدينه در قبال قتل دختر پيامبر ص سكوت كرده و هيچ اقدامي نكردند؟

 

اولاً: آيا عمل مردم مدينه ملاك حقانيت است يا عمل امير المؤمنين (ع) ؟پيامبر اكرم  (ص) فقط در حق علي فرموده :

 

علي مع الحق والحق مع علي 

 

علي با حق و حق با علي است .

 

 تاريخ بغداد:14/322 ومجمع الزوائد :7/237.

 

ثانياً: مگر مردم مدينه نبودند كه در برابر كشتن عثمان و تعرض به همسر او عكس العملي از خود نشان ندادند واجازه ندادند جنازه او را در قبرستان مسلمانان دفن كنند و مجبور شدند او را در قبرستان يهود دفن كنند تا  معاويه در زمان حكومتش قبرستان يهود را به قبرستان بقيع متصل ساحت.

 

10. چرا شما تا چند سال پيش از جريان شهادت بي خبر و فراموش بوديد و الآن بيادتان آمد؟ تقويم‌هاي پيش 1372 .

 

اولاً :  جويني از علماي اهل سنت  و استاد مورد تأييد ذهبي  از رسول اكرم (ص)  قضيه  غصب حق فاطمه زهرا و شكستن پهلوي آن حضرت  وسقط  محسن او  و شهيد نمودن آن بزرگوار را نقل مي كند.

 

فرائد السمطين ، ج2 ، ص34 و35 .

 

ثانياً :  حضرت علي (ع) به هنگام دفن فاطمه (س) فرمود:

 

وَ سَتُنْبِئُكَ ابْنَتُكَ بِتَظَافُرِ أُمَّتِكَ عَلَى هَضْمِهَا .

 

به زودى دخترت تو را آگاه خواهد ساخت كه امّت تو چگونه در ستمكارى بر او اجتماع كردند، از فاطمه عليها السّلام بپرس، و احوال اندوهناك ما را از او خبر گير، كه هنوز روزگارى سپرى نشده، و ياد تو فراموش نگشته است.

 

نهج البلاغه خطبه 202.

 

ثالثاً: در بند 8 سخن امام حسن و حسين (ع) در باره شهادت حضرت زهرا نقل شد.

 

رابعاً: كليني از امام كاظم (ع) نقل مي كند كه فرمود: 

 

إِنَّ فَاطِمَةَ (عليها السلام ) صِدِّيقَةٌ شَهِيدَةٌ ...

 

فاطمه صديقه و شهيده بود. 

 

كافي ج‏1، ص 458 .

 

خامساً: در طول تاريخ همه ساله ايام فاطميه،  شيعيان به مناسبت شهادت حضرت زهرا مراسم عزاداري اقامه مي كردند و بعد از انقلاب هم  اين مراسم در بيوت مراجع عظام و رهبري اقامه مي شود.

 

سادساً:  امام خميني (ره) روز 18 اسفند 1360 (13 جمادى الاول 1402.) فرمودند: من هم وفات و شهادت بانوى بزرگ اسلام را بر همه مسلمين و بر شما برادران عزيز ارتشى، سپاهى و بسيج و بر حضرت بقية اللَّه- ارواحنافداء- تسليت عرض مى‏كنم.

 

صحيفه امام/ 16/87.

 

سابعاً: شهرستاني ، از علماي اهل سنت مي‌نويسد :

 

عمر در روز بيعت به شکم فاطمه ( عليها السلام) ضربه زد که منجر به سقط شدن نوزاد وي از شکمش شد . عمر ، فرياد مي زد اين خانه را با هر که در آن است به آتش بکشيد ؛ و در خانه به جز علي و فاطمه و حسن و حسين کسي نبود » .

 

الملل والنحل ، شهرستاني ، ص83 . 

 

سابعاً: ابن تيميه حراني ، قضيه هجوم به خانه فاطمه را قبول مي‌كند ولي با توجه به عنادي كه دارد به فكر توجيه آن در مي آيد.

 

منهاج السنة ، ج4 ، ص220 .

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 23 خرداد1387ساعت 13:31  توسط عبدالمالک جمال زهی   | 

مطالب جالب و خواندنی و تقریبا افشاگرانه در مورد شهادت حضرت فاطمه زهرا (س) و دفاع علی (ع) از فاطمه (س)

+ نوشته شده در  چهارشنبه 22 خرداد1387ساعت 13:44  توسط عبدالمالک جمال زهی   | 

به نقل از وبلاگ تفتان خبر

http://www.taftankhabar.blogfa.com/

برابر خبر دریافتی از دوستان ساکن در اطراف کارخانه ی نمک وبازار مشترک علی الظاهر تعدادی از وهابیون که تحت تاثیر شعار افسانه ی شهادت اهالی مسجد مکی و سخنرانی های اتشین انها در خطبه ها و پیش از ان و نوشته های موجود در وبلاگها قرار گرفته بودند در یک اقدام جنایت کارانه در شب شهادت بی بی دو عالم به تعداد 5 خودرویی که پشت شیشه ی انها فاطمه نوشته شده بود و برای عزاداری به یکی از مساجد ان حوالی رفته بودند حمله ور و انها را مانند خیمه های امام حسین به اتش میکشند.البته این کار از قبل طراحی شده بود .چون بلافاصله تعدادی از همدستان وهابیون وابسته به مسجد مکی (لعل زاهدان) در خیابانها ریخته و اقدام به تظاهرات نمودند.که خوشبختانه اوضاع توسط نیروهای انتظامی کنترل و ایادی استکبار و وهابیون و مسجد مکی دستگیر میشوند که ارزو میکنیم هرچه زودتر مجازات شوند.بعد از 1400سال یک بار دیگر به جای اتش زدن درب خانه ی فاطمه خودروی دوستداران او را به اتش کشیدند تا شاید دست از عقاید خود بردارند.

یادمان نرود که بیست سال قبل امام حکم اعدام کسی را که طی مصاحبه ای فاطمه را متعلق به 1400سال قبل دانسته بود به همراه خبرنگار و ....صادر کرده بود.

اهالی مسجد مکی بدانند که اهل بیت پیامبر اسلام که زیر یک عبا با پیامبر قرار گرفته بودند خط قرمز شیعیان هستند. اما پاشنه ی اشیل نیست تا به همین بهانه احساسات مردم را تحریک کنند. ما را و فرزندان امام را بعد از بیست سال چه شده است که در تریبون نمازجمعه به فاطمه ی زهرا توهین میکنند و سکوت کرده ایم.اگر کعبه از خود خدایی داشت تا ابرهه را نابود کند اما امروز مگر فاطمه از خود یاری ندارد که تقابل با وهابیون را در این دوره هم به خدایمان واگذار کنیم.ما را چه شده که فریاد بر نمی اوریم و اجازه میدهیم که علنا در مملکت امام زمان به مادرش توهین کنند اهالی مسجد لعل زاهدان فاطمه را  با زوجات پیامبر اسلام مقایسه میکنند در حالی که سرور زوجات پیامبر اسلام حضرت خدیجه بود اما کسی از او یادی نمی کند و چسبیده اند به یک نفر.چرا؟سرور زوجات نبی اکرم خدیجه بود و سرور زنان عالم هم فاطمه .ایا کسی میتواند مراتب فاطمه را برشمارد که او را با سایرین مقایسه میکنند.بی خود نیست که فاطمه هنوز مظلوم هست.

به هر حال اگر به خود نیاییم فردا خیلی دیر هست و وهابیون همه ی استان را خواهند گرفت فردا خیلی دیر هست.

شاید مسجد مکی چند روز بعد این جریان را محکوم و خود را تبرئه کند اما مردم هالو نیستند تا ساده انگاری انها را باور کنند.ریشه ی جریان تاسوکی هم در مسجد مکی نهفته است .اگر نیست چرا وبلاگهای معاند نظام که بیشترین توهینها را به امام و رهبری و نظام دارند مورد حمایت مسجد مکی میباشد. چرا؟و چرا در سایت رسمی انها یک کلام در مورد انقلاب و نظام و رهبری نوشته نمیشود.؟چرا؟چون بیگانه اند.بیگانه با ایران و ایرانی و نظام و انقلاب و امام.

انها سلطنت طلبند.
+ نوشته شده در  یکشنبه 19 خرداد1387ساعت 18:15  توسط عبدالمالک جمال زهی   | 

وبلاگ تفتان خبر
http://www.taftankhabar.blogfa.com/

برابر خبر دریافتی از دوستان ساکن در اطراف کارخانه ی نمک وبازار مشترک علی الظاهر تعدادی از وهابیون که تحت تاثیر شعار افسانه ی شهادت اهالی مسجد مکی و سخنرانی های اتشین انها در خطبه ها و پیش از ان و نوشته های موجود در وبلاگها قرار گرفته بودند در یک اقدام جنایت کارانه در شب شهادت بی بی دو عالم به تعداد 5 خودرویی که پشت شیشه ی انها فاطمه نوشته شده بود و برای عزاداری به یکی از مساجد ان حوالی رفته بودند حمله ور و انها را مانند خیمه های امام حسین به اتش میکشند.البته این کار از قبل طراحی شده بود .چون بلافاصله تعدادی از همدستان وهابیون وابسته به مسجد مکی (لعل زاهدان) در خیابانها ریخته و اقدام به تظاهرات نمودند.که خوشبختانه اوضاع توسط نیروهای انتظامی کنترل و ایادی استکبار و وهابیون و مسجد مکی دستگیر میشوند که ارزو میکنیم هرچه زودتر مجازات شوند.بعد از 1400سال یک بار دیگر به جای اتش زدن درب خانه ی فاطمه خودروی دوستداران او را به اتش کشیدند تا شاید دست از عقاید خود بردارند.

یادمان نرود که بیست سال قبل امام حکم اعدام کسی را که طی مصاحبه ای فاطمه را متعلق به 1400سال قبل دانسته بود به همراه خبرنگار و ....صادر کرده بود.

اهالی مسجد مکی بدانند که اهل بیت پیامبر اسلام که زیر یک عبا با پیامبر قرار گرفته بودند خط قرمز شیعیان هستند. اما پاشنه ی اشیل نیست تا به همین بهانه احساسات مردم را تحریک کنند. ما را و فرزندان امام را بعد از بیست سال چه شده است که در تریبون نمازجمعه به فاطمه ی زهرا توهین میکنند و سکوت کرده ایم.اگر کعبه از خود خدایی داشت تا ابرهه را نابود کند اما امروز مگر فاطمه از خود یاری ندارد که تقابل با وهابیون را در این دوره هم به خدایمان واگذار کنیم.ما را چه شده که فریاد بر نمی اوریم و اجازه میدهیم که علنا در مملکت امام زمان به مادرش توهین کنند اهالی مسجد لعل زاهدان فاطمه را  با زوجات پیامبر اسلام مقایسه میکنند در حالی که سرور زوجات پیامبر اسلام حضرت خدیجه بود اما کسی از او یادی نمی کند و چسبیده اند به یک نفر.چرا؟سرور زوجات نبی اکرم خدیجه بود و سرور زنان عالم هم فاطمه .ایا کسی میتواند مراتب فاطمه را برشمارد که او را با سایرین مقایسه میکنند.بی خود نیست که فاطمه هنوز مظلوم هست.

به هر حال اگر به خود نیاییم فردا خیلی دیر هست و وهابیون همه ی استان را خواهند گرفت فردا خیلی دیر هست.

شاید مسجد مکی چند روز بعد این جریان را محکوم و خود را تبرئه کند اما مردم هالو نیستند تا ساده انگاری انها را باور کنند.ریشه ی جریان تاسوکی هم در مسجد مکی نهفته است .اگر نیست چرا وبلاگهای معاند نظام که بیشترین توهینها را به امام و رهبری و نظام دارند مورد حمایت مسجد مکی میباشد. چرا؟و چرا در سایت رسمی انها یک کلام در مورد انقلاب و نظام و رهبری نوشته نمیشود.؟چرا؟چون بیگانه اند.بیگانه با ایران و ایرانی و نظام و انقلاب و امام.

انها سلطنت طلبند.
+ نوشته شده در  یکشنبه 19 خرداد1387ساعت 17:40  توسط عبدالمالک جمال زهی   | 

مولوي عبدالمجيد اسماعيل زهي (شه بخش) ،یکی از وهابیون تندرو مسجد مکی زاهدان  که برادر خانم مولوی عبدالحمید اسماعيل زهی میباشد اراجیف سخیفی را به دختران پیامبر و زوجات ان حضرت و حضرت علی در نماز جمعه ایراد کرد که ناشی از ضعف استدلال و پریشانی آنها از اسناد و مدارکی که در کتاب های خودشان آمده است می باشد . چرا که برای رد گم کردن شروع به سفسطه گری و هوچی گری می کنند تا مشغول باشیم و بیشتر باعث افشاگری نشود تا بلکه بتوانند بیسوادهای سني را با یک هوچی گری بیشتر نگه شان دارد . بیچاره اهل تسنن زاهدان که اغلب هم حوصله یادگیری سواد را ندارند با یک سخنرانی آنچنان جو گیر می شوند که فکر می کنند صحابه رسول خدا (ص) بالای منبر آمده است اما صحابه ای در کار نیست بلکه عبدالمجید سرمایه دار است و بس .
حال ببینیم این ریش دراز وبلاگ نویس که ظاهرا مطالب سخنرانی اش را هم به جای کتب صحاح سته  از طریق گوگل عربی  جستجو کرده است و با word2000  هم آن را صفحه بندی کرده است چه افاضه کرده است :

  پيامبر اکرم چهار دختر داشتند به نام هاي زينب، رقيه، ام کلثوم و فاطمه که به ترتيب زينب را به خواهر زاده خديجه (ابوالعاص) و رقيه و ام کلثوم را به حضرت عثمان و فاطمه را به علي که يک فقير به تمام معنا بود داد. 
اين صحبتهايي که در مورد شهادت حضرت زهرا (س) مطرح است دروغ محض و هدف آنها تخريب ابوبکر و عمر نيست، بلکه مي خواهند شخصيت علي را تخريب کنند، علي که شيرخدا و اسدالله الغالب بود و درب خيبر را به يک دست بلند کرد چگونه حاضر مي شود ببيند فاطمه را جلوي چشمش مضروب کنند و بعد دخترش را هم به عقد ضارب عمر دربياورد،  يا اينکه مي گويد قبر فاطمه نامشخص است مگر قبر حضرت عايشه و سه دختر ديگر پيامبر مشخص است، تازه بين اينها، قبر فاطمه حدودش معلوم است، مي گويند فاطمه را شبانه دفن کرده اند، خوب اين بخاطر وصيت حضرت فاطمه به اسماء بنت عميس خانم حضرت ابوبکر بود که نمي خواست اندازه جسدش را نامحرم ببيند، علت مرگ و وفات زهرا غصه از دست دادن پيامبر بود، بطوريکه حضرت فاطمه چون خيلي وابسته بود به رسول خدا، همان روز وفات بايد مي مرد اما چند ماه دوام آورد و به گفته صحابه و راويان هر روز در غم پيامبر ذوب مي شد تا اينکه وفات نمود.

که این خزعبلات از جانب اقای حسینی قزوینی پاسخ داده شد که جهت استحضار یاران فرزندان پیامبر تقدیم میشود گرچه میتوان ان مطالب را در سایت ولی عصر نیز مطالعه کرد.

 و اما رد اراجیف سخیف این ریش دراز وبلاگ نویس توسط دکتر حسینی قزوینی که اتفاقا از منابع و اسانید معتبر اهل تسنن هم آمده است و مدارکی است که در صحیح بخاری و غیره ذکر شده است ولی ظاهرا ریش دراز وبلاگ نویس در گوگل این مطالب را ندیده و اگر هم دیده زیر سیبیلی رد کرده است

1– عدم ارتباط حسنه حضرت علی (ع) با ابابکر و عمر در صحیح بخاری

دانلود برای موبایل

دانلود تصویری

دانلود صوتی

2 – توهین برادر خانم مولوی عبدالحمید به ازدواج حضرت علی (ع) با حضرت زهرا (س)

دانلود برای موبایل

دانلود تصویری

دانلود صوتی

 

3 – آقای مولوي عبدالمجيد اسماعيل زهي بی حیاتر از ابن تیمیه

دانلود برای موبایل

دانلود تصویری

دانلود صوتی

 

4 - هجوم به خانه حضرت زهرا در منابع اهل تسنن در جواب تکذیب هجوم توسط برخی علمای اهل سنت مولوي عبدالمجيد اسماعيل زهي برادر خانم مولوی عبدالحمی

دانلود برای موبایل

دانلود تصویری

دانلود صوتی

+ نوشته شده در  دوشنبه 13 خرداد1387ساعت 10:30  توسط عبدالمالک جمال زهی   | 

دان لود فيلم

چرا دروغ؟ چرا تحريف؟

بسم الله الرحمن الرحيم


جلسه ختم بخاري ، جلسه ايست که همه ساله بعد از آنکه عده اي از طلاب اهل سنت ، مقداري از صحيح بخاري را به صورتي گزينشي خواندند – زيرا در بسياري از روايات آن مطالبي آمده است که در صورت آگاهي پيدا کردن اهل سنت از آن روايات ، در عقايد مستحکم ايشان تزلزل ايجاد مي شود !!! مانند روايات جسارت به رسول خدا و پيامبران و نيز روايات حوض ( روايات ارتداد عده زيادي از صحابه ) -  در اين جلسه گرد هم آمده و به اصطلاح اجازه دستار به سر کردن (معمم شدن ) را پيدا مي کنند ؛ و اين جلسه ، به اصطلاح جلسه فارغ التحصيلي اين طلاب به حساب مي آيد .

وقتي در اين جلسه حجت الاسلام والمسلمين راهداري – مديريت مدارس ديني نهاد نمايندگي و امام جمعه موقت زاهدان - با مطرح کردن اين مساله که هر کتابي غير از قرآن از جمله صحيح بخاري بايد مورد تحقيق قرار بگيرد ، اهل سنت که براي اين مساله پاسخي نداشتند ، بر خلاف رسم ميهمان داري رو به تحريف سخنان ايشان و هوچي گري در حضور خود ايشان  آوردند ، که اين مطلب با برخورد آگاهانه ايشان ( که هنوز در جلسه حضور داشتند ) مواجه شده و خود ايشان ، بر تحريف سخنانشان توسط اهل سنت اشکال گرفتند و پاسخ ايشان را به صورت مستدل با بيان موردي از روايات موجود در صحيح بخاري که با اعتقاد اهل سنت سازگار نيست ، بيان فرمودند .

البته بايد گفت که اصرار  مولوي عبد الغني بدري – معاون آموزشي مدرسه مکي – بر اينکه مانع ايشان از افشاي حقيقت شود و نيز هوچي گري عده اي از حاضرين که به اصطلاح فرهنگيان اهل سنت به شمار مي رفتند ، در حضور اين عالم شيعه که مهمان رسمي جلسه و سخنران مدعو نيز بود ، جالب توجه بود .

بعد از اتمام سخنان ايشان  ، مردم متوجه وجود اشکالاتي در صحيح بخاري شده بودند و اين سوال در بين حاضرين مطرح شده بود که چرا ما نبايد در مورد صحيح بخاري تحقيق صورت بدهيم و آيا واقعا چنين رواياتي در بخاري موجود است يا خير ؛ لذا در اولين سخنراني بعد از ظهر آن روز ، مولوي گرگيج ( امام جمعه اهل سنت آزاد شهر)  با سخناني عجيب ( و براي محققين خنده آور) سعي در توجيه اين اشکال داشت که ما در انتها به نقد سخنان ايشان مي پردازيم.

و اما توضيح مختصري راجع به فيلم مربوطه:

متن پياده شده قسمتي از سخنراني حجت الاسلام والمسلمين راهداري – مديريت مدارس ديني نهاد نمايندگي و امام جمعه موقت زاهدان - در اعتراض به تحريف سخنان ايشان در جلسه ختم بخاري در حضور خود ايشان توسط مولوي عبد الغني بدري – معاون آموزشي مدرسه مکي – و برخورد مولوي عبد الغني با ايشان ؛ نيز متن پاسخ جالب توجه مولوي گرگيج ( امام جمعه اهل سنت آزاد شهر)

عبد الغني بدري : تا لحظاتي که گروه سرود حاضر مي شود ؛ بنده يک نکته اي را خدمت سروران گرامي عرض مي کنم ، يادداشتهايي عزيزان نوشته اند ، نسبت به صحبت يکي از سخنرانان عزيز و مهمانان گرامي ، سوء تفاهمي پيش آمده بود نسبت به اينکه يکي از سخنرانان فرمودند که ده ها حديث از احاديث صحيح بخاري هستند که بايد اين احاديث بيرون شوند و در بخاري اين ها نباشند ؛ خدمت سروران گرامي و عزيزان محترم عرض مي کنم که اون چيزي که جمهور علماي اهل سنت بر آن اجماع دارند و تقريبا بين محققين اهل سنت و جمهور علماي اهل سنت اين مساله متفق عليه است و اختلافي نيست ، اون اين است که بعد از کتاب الله اصح الکتب بعد از کتاب الله صحيح بخاري هست وتقريبا تمام احاديث ( تشويق) کتاب صحيح بخاري از نظر اهل سنت صحيح اند و ايرادات جزيي که بعضي نويسندگان ( تشويق)...

راهداري : صحبت بنده ؟

عبد الغني بدري : بله

راهداري : اجازه بدهيد . من صحبت خودم است

عبد الغني بدري : يک لحظه

راهداري : نه نه

بسم الله الرحمن الرحيم

عبد الغني بدري : شما يک لحظه اجازه بدهيد

راهداري : نه نه نمي شود اجازه بدهيد

گفتم نه خير

عبد الغني بدري : بدون هماهنگي صحيح نيست

راهداري : نه نه درست است اجازه بفرماييد

برادران عزيزم من...شما اگر

عبد الغني بدري : نمي گذارند شما صحبت کنيد . حاج آقا نمي گذارند شما

راهداري : يک دقيقه بايد صحبت شود ؛ تصرف شده

عبد الغني بدري : عزيزان اجازه بدهيد

آقايان شما چرا ... در حرف بنده تصرف شده ؛ حرف بنده را خوب نگفته اند خدمتتان

عبد الغني بدري : تصحيح بفرماييد

راهداري : آقاجان من حرفم را مي گويم چرا شما گوش نمي دهيد؟ مگر انسان اهل منطق نبايد باشد ؛ من مي گويم .

عبد الغني بدري : حاج آقا اجازه بدهيد

راهداري : آقا صحبت من است ؛ من خودم گفتم من خودم موجودم ؛ من که در جلسه هستم .

عبد الغني بدري : من اجازه نمي دهم

راهداري : آقاجان من خدمت برادران عزيز عرض کردم ، که طلبه هايي که فارغ التحصيل مي شوند اينها بايد اهل تحقيق باشند تفحص باشند جستجو باشند که شايد ، ممکن است احاديث و رواياتي پيدا بشوند که اينها در شان يک کتاب نباشد ، اين کجايش شلوغ دارد ، اين کجايش عيب است ؟ مگر در همين کتاب حديث صحيح بخاري در دوجايش نيست که خليفه دوم جلوي قلم و کتاب را براي رسول خدا گرفت ، بخوانم آدرس هايش را ؟ اين اهل تحقيق است ديگر ؛ اين را بايد علما تحقيق کنند ، تفحص کنند ؛ يک طلبه تحقيق کند ؛من کي گفتم بايد ده ها حديث خارج بشود . من گفتم تحقيق مي خواهد تفحص مي خواهد .

عبد الغني بدري : بسه حاجي آقا

راهداري : خوب خلاصه ديگر در کلام ما

در کلام بنده چرا ... در کلام بنده تصرف نکنيد ، اينهايي که مي گويند مال من نيست

عبد الغني بدري : خوب عزيزان حاضرين لطفا نظم جلسه را رعايت بفرمايند .

 

محمد حسين گرگيج : کتاب صحيح بخاري حدود هزار و سيصد سال جلوتر تاليف شده قاطبتا امت اسلام آن را پذيرفته اند ؛ امروز دوست اشاره اي کرد که اين کتاب را نقد کنيد ، البته من متوجه نشدم که گفتند حذف کنيد ، نقد کنيد ؛ به هر حال ، چيز خوبي است ؛ الحمد الله هزار و خورده اي سال اين کتاب نقد شده و اين کتاب شرح شده و بسط شده ؛ احتياجي نيست که امثال طلبه هايي که الان فارغ التحصيل مي شوند ، براي اين موضوع فکر داشته باشند . داشته باشند خوب است ، اشکال ندارد ؛ بحث تحقيقي بسيار بحث خوبي است ؛ برادران شيعه ما کتابي دارند به نام نهج البلاغه آن را مي گويند اخ القرآن ، برادر قرآن ؛ کتاب ديگري در حديث دارند ، نهج الفصاحة ؛ آن را مي گويند اخت القرآن ، خواهر قرآن ، و کتاب بزرگي هست به نام بحار الانوار ، صد و بيست و خورده اي جلد است ؛ در اون مقدمه کتاب نهج الفصاحة يعني اخت القرآن نوشته که در بحار الانوار ، بحار جمع بحر است ، بحر ، دريا را مي گويند .

نوشته در بحر هايي که درياهايي که در آن کتاب هستند ، مي فرمايند که هر خس و خاشاکي هست ؛ اين در ابتداي کتاب نهج الفصاحة است ؛ وقتي برادران آن خس و خاشاک را بررسي کردند ، ما نيز ان شاء الله در مورد صحيح بخاري فکر مي کنيم ؛ (تشويق)

بيشتر وقت را نگيريد موضوع من بسيار مهم است ؛ احساساتي هم نشويد ؛ من همين قدر به اين مقدمه اکتفا مي کنم ؛ برادر ما صحبت علمي کرد ؛ ما هم صحبت علمي مي کنيم .

:نقد سخنان مولوي گرگيچ

نهج الفصاحة اخت القرآن !!!

کتاب ديگري در حديث دارند ، نهج الفصاحة ؛ آن را مي گويند اخت القرآن ، خواهر قرآن

پاسخ :

کتابي که شيعه آن را خواهر قرآن مي نامند صحيفه سجاديه است و نه نهج الفصاحة

در بسيارى از اجازات علماء امامية ( چنان كه محدث نوري " عليه الرحمة " در كتاب مستدرك الوسائل بيان كرده : اين كتاب را به أخت القران ( خواهر قران ) وصف نموده اند ونهج البلاغه را أخ القران ( برادر قران ) گفته اند و همانطور كه قرآن كريم را خداى تعالى به زبان حضرت خاتم الانبياء ( صلى الله عليه وآله ) بيان فرموده ، نهج البلاغه و صحيفه را هم كه سخنان آن از منبع علم الهى تراوش كرده به زبان مقدس دو على ( عليهما السلام ) جارى گردانيد است .

مقدمه صحفيه سجاديه

و مشخص است که جناب مولوي گرگيج اين لقب را از اين جهت براي اين کتاب ذکر کرده اند تا جايگاهي مستحکم براي اين کتاب در نظر شيعه درست بنمايند تا بتوانند به مطالب موجود در آن بر ضد شيعه استشهاد کنند ؛ که البته به سخنان ايشان جداي از بحث تحريف که ذکر شد ، پاسخ خواهيم گفت .

بحار الانوار صد وبيست و خورده اي جلد!!!

 و کتاب بزرگي هست به نام بحار الانوار ، صد و بيست و خورده اي جلد است

پاسخ :

اين مولوي سني ظاهرا چون پول نداشته تا کتاب بحار را بخرد ، حتي نگاهي هم به آن نيانداخته تا بداند 110 جلد است يا صد و بيست و خورده اي جلد !!! شايد هم به تازگي مطالبي را به اين کتاب افزوده و آن را صد و بيست و خورده اي جلد کرده اند !!!

آيا واقعا شيعيان با کتب اهل سنت اينگونه برخورد مي کنند ؟ وقتي سخنران شيعه جلسه ، مطلبي را با دقت تمام از صحيح بخاري ذکر مي کند و حتي مي گويد در دوجاي صحيح بخاري موجود است ، آيا مي توان اين عالم شيعه را با آن مولوي که مي گويد بحار 120 جلد است قياس کرد ؟ جالب اينجاست که عبارت کتاب نهج الفصاحة نيز تحريف شده است ؛ زيرا در نهج الفصاحة به اين ضرب المثل استشهاد مي کند که دريا بي خس و خاشاک نيست ؛ اما ايشان با تغيير متن آنچه در اين کتاب آمده مي گويند :

در بحر هايي که درياهايي که در آن کتاب هستند ، مي فرمايند که هر خس و خاشاکي هست .

يعني اينکه يا ايشان اين مطالب را تحريف کرده اند و يا اينکه اين را هم به ايشان گفته بودند و خود ايشان مطالعه نکرده و تنها از روي شنيده هاي خويش در مورد شيعه حکم مي کند .

وقتي اين وضعيت مولويان مشهور اهل سنت باشد واي به حال سايرين .

در بحار هر خس و خاشاکي هست

در اون مقدمه کتاب نهج الفصاحة يعني اخت القرآن نوشته که در بحار الانوار ، بحار جمع بحر است ، بحر ، دريا را مي گويند .

نوشته در بحر هايي که درياهايي که در آن کتاب هستند ، مي فرمايند که هر خس و خاشاکي هست ؛ اين در ابتداي کتاب نهج الفصاحة است ، وقتي برادران آن خس و خاشاک را بررسي کردند ، ما نيز ان شاء الله در مورد صحيح بخاري فکر مي کنيم ؛

پاسخ :

آيا اين جواب مي تواند جواب قابل قبولي باشد ؟

آيا اگر شيعه که به نظر شما برحق نيستند و در مورد روايات نظر درستي ندارند ، در مورد کتاب هاي خويش تحقيق و جستجو نمي کنند ، آيا اين سبب مي شود که شما که داعيه بر حق بودن داريد نيز چنين نکنيد و جستجو و تحقيق در کتاب هاي خويش را مشروط به اين کنيد که شيعيان نيز در کتب خويش جستجو کنند ؟ آيا معيار شما حق است يا شيعه ؟

قياس بحار الانوار با صحيح بخاري :

کتاب بحار الانوار در نظر شيعه مانند کتاب کنز العمال در نظر اهل سنت است که در آن فقط بناي بر جمع آوري روايات از کتاب هاي مختلف ( و بدون توجه به مضامين آن ها ) داشته است . پس مشروط کردن تحقيق در بخاري به تحقيق در بحار مانند آن است که بگوييم در ابتدا صحيح و ضعيف کنز را از هم جدا مي کنيم ، آن موقع به صحيح بخاري مي پردازيم !!! با اينکه در هنگام استفاده اول به صحيح بخاري و سپس مسلم و سپس ساير سنن و سپس موطا و ... رجوع مي کنيد و بعد به کنز العمال .

آيا شيعيان در کتب خويش جستجو نمي کنند و هر خس و خاشاکي را قبول مي نمايند ؟

علماي ما شيعيان مانند علماي اهل سنت نيستند تا ادعا کنند تمام روايات يک کتاب صحيح است ؛ بلکه هر کتابي را ( هرچند مهم و ارزشمند باشد ) در معرض نقد قرار مي دهند و نقد آن را نيز در اختيار عموم ؛ لذا کتاب اصول کافي ( مهمترين کتاب روايي شيعه ) هميشه در معرض نقد و نظر بوده است و تا روايتي صحيح نباشد ، به آن عمل نخواهيم کرد و اين مطلب را به عنوان اصلي ثابت پذيرفته و در همه کتاب هاي خويش ( چه مهم و چه غير آن ) جاري مي کنند .

اما علماي اهل سنت به مجرد ديدن نام صحيح بخاري ، حکم به صحيح بودن روايت موجود در آن مي کنند و ديگر روايت را از جهت سندي مورد بررسي قرار نمي دهند ؛ با اينکه در آن رواياتي است که از جهت سندي ضعيف است . اما اهل سنت در اينجا مقياس را برعکس گذارده به جاي آنکه بگويند چون راوي اين روايت ضعيف است ، پس روايت مورد قبول نيست مي گويند چون روايت اين شخص در صحيح بخاري آمده است ، پس اين شخص مقبول است .

با اينکه بسياري از بزرگان اهل سنت در کتب خويش تعريض و کنايه هايي سنگين به بخاري داشته اند ؛ اما از ترس اينکه مبادا حقيقت فاش شود ، آن را در در گوشه اي از کتاب خويش ذکر نموده و يا در لفافه ذکر کرده اند .

در اين زمينه کتاب گرانسنگ أضواء علي الصحيحين شيخ محمد صادق نجمي کلمات بيش از ده نفر از بزرگان اهل سنت را بر ضد بخاري و صحيحش که در لابه لاي کلمات خويش آورده بودند ذکر مي کند و سپس به بيان اشکالات سندي ، و دلالي اين کتاب مي پردازد ؛ کاري که اهل سنت بيش از 1300 سال از انجام آن پرهيز مي کرده اند .

اما از طرف مقابل مي بينيم که علماي شيعه بلافاصله بعد از تاليف کتاب شريف کافي به جدا سازي اسناد صحيح از ضعيف آن پرداخته اند . لذا اين اتهام نيز به شيعه وارد نيست .

+ نوشته شده در  شنبه 14 اردیبهشت1387ساعت 21:40  توسط عبدالمالک جمال زهی   | 

 محمدامين
چرا باگفتن اين چرندها حيثيت وآبروي اسلام رازيرسوال مي بريد ازخداوند متعال شرم وحيا داشته باشيدوبه ترسيد ازآن روزي كه درمحضر اوقرارمي گيريد
آقای محمد امین این چرندیات در کتب معتبر اهل تسنن آمده است لطف کنید به علمای اهل سنت بگوييد این چرندیات را برای چه در کتب خود آورده اند

و اما لیستی از کتاب هایی که منبع این چرندیات است مشمول به ذیل است : الدر المنثور جلال الدين السيوطي ، المحلى  ابن حزم ، تقريب التهذيب ابن حجر ، الطبقات الكبرى محمد بن سعد ، الجرح والتعديل ذالرازي ، تهذيب الكمال المزي ، ميزان الاعتدال الذهبي شما آقای اهل تسنن لطف کنید بگویید این چرندیات در کتب شما چه می کند . در ضمن این کتب از نظر رجالی جزو کتب معتبر اهل تسنن می باشد .

 

 


یاسر
واقعا که شیعیان آبروی خود را برده اند. خجالت بکشید. ابن حزم فقط برای اطلاع این روایتی که شنیده را آورده و رد کرده است. مسلمانان حق دارند که شیعیان را قتل عام کنند. آخر چقدر در طول تاریخ بوسیله مسلمانان قتل عام شده اید ولی باز هم حیا ندارید.

گفته ای شیعیان آبروی خود را برده اند اجازه دهید در آخر این مبحث مثال هایی از آبروريزيهای شما را هم می گویم در ضمن روایتی را که به ابن حزم منتسب می دانید از نظر رجالی از مستند و ثقه است و به هیچ عنوان هم رد نکرده است بهتر است حرف هایتان را با ذکر دلیل و سند بیاورید . و اما گفتید مسلمانان حق دارند شیعیان را قتل عام کنند تا آنجا که همه مسملین و جهانیان می دانند این مسلمین نیستند که شیعیان را قتل عام می کنند وگرنه 1 میلیارد مسلمان باید تاکنون 400 میلیون شیعه را قتل عام کرده باشند واثری از آنها نمانده باشد بلکه این وهابي ها هستند که درمهد سرزمین حجاز و اردن در حال مشغول پرورش مسلمان کش و تروريست و به قول عرب ها ارهابي هستند . این وهابي ها طی دوره آموزشي 3 ساله ياد می گيرند چگونه شیعه را سر ببرند ، چگونه مسلمین را تکفیر کنند ، و چگونه بمب منفجر کنند .


فاطمه
دور نروید در همین عصر ارتباطات ودهکده جهانی نگاه کنید به رسانه های ارتباط جمعی که چگونه دروغی را راست و راست را دروغ جلوه می دهند به عنوان مثال حکومت جمهوری اسلامی چگونه عملکر د رضا شاه و پسرش را به ما وارونه جلوه داده اند به طوری که جامعه ئ نسل انقلاب تصور می کند انها به جزئ خیانت کار دیگری برای این مردم نکرده اند واینها به مردم چنان نشان می دهند که خیرخواه تر از انها برای ملت ایران وجود ندارد و انها دست تمامی اجانب را از ایران کوتاه کرده اند اما غافل از اینکه در قرن حاضر دیگر قدرتها و یا به اصطلاح اجانب هرگز در فکر کشور گشایی نیستند بلکه با تخلیه ذخایر, توسط حکومتانشان اقدام می کنند امریکایها در عراق با به قدرت رساندن حکومت فعلی در حال تخلیه منابع انهاست ما هم به روسیه چین ذخایرمان را تبدیل می کنیم بدون اینکه یک میلیمتر از خاک ایران توسط گروهی یا کشوری اشغال شده باشد پس تاریخ و تاریخ تگاری هم ....................

 

یکبار به به شما گفتم یادم هست ملازاده که نوع صحبت کردنش و مرام فحاشی او مایه خنده همه مسلمانان اعم از اهل تسنن و شیعیان شده است در جواب شخصی می گفت علمای شیعه غارتگرند و الی آخر و شما نیز اکنون سیاستمداران ما را متهم می کنید . آن یکی از دین چیزی نمی داند حرفی می زند و شما از سیاست .

در ضمن یادتان باشد بر مبنای همین سیاست بازی ها بود که نام زيبای حجاز به نام نژادپرستانه و درباری عربستان سعودی تغيير کرد و بر مبنای همین سیاست بود که تفکر وهابيت در این 200 ساله در این کشور رواج داده شد و بر مبنای همین سیاست بود که مهد پرورش وهابي ها که مثلا دشمن آمریکا و کفار هستند اکنون بهترین معاملات و بهترین دوست دشمن ترین دولت مسلمین و جهان شده است

 

 

 

سمیرا

با تشکر از مطالب جالبتون . در صورتی که با زبان عربی و یا انگلیسی آشنایی دارید این مطالب را به زبان های مزبور در youtube هم قرار دهید چون وهابی های آدمکش آنجا را هم به محلی برای پخش تهمت ها و دروغ های ساختگیشان بر علیه مسلمانان واقعی یعنی شیعیان کرده اند .
من نمی دانم وهابی ها با شنیدن این حرف ها و این همه دلیل و مدرکی که هیچ سندی در رد آن ندارند چطور خودشون را مسلمان میدونن . حجت بر اینها دیگه تمامه و چطور میخوان اون دنیا جواب خدا و پیامبرش را بدن فقط خود خدا میدونه ...
البته اگه سندی هم در دفاع از خودشون دارن بیارن و حجت را بر ماتمام کنن.
آقای یاسر شیعیان سلاحشان حرف و گفتارشونه ولی شما مثل عمری که بهش اعتقاد دارید چون حرفی برای گفتن ندارید یاد گرفتید آدم بکشید مثل اون که قصد کشتن پیامبر را داشت . همین شما آدمکش های وهابی هستید که آبروی اسلام را در تمام دنیا برده اید و این خودش کاملا اثبات کننده اینه که اعتقاد شما made in england است در حقیقت بهترین خدمت را در دنیا همین وهابی دارند به استعمارگران میکنند.
در ضمن تا زمانی که کشور هایی مثل عربستان و سایر کشور های عربی اینقدر عقب افتاده هستند شما وهابی ها لطف کنید به دولت های شیعه ایراد نگیرید. لابد سعودی های کثافت دارن انرژی ذخیره می کنن و ما نمی دونیم!!!!!!! و در ضمن به دستور عمر تون عمل کنید که میگفت مردم باید حاکمانشون را هرطور که هستند قبول داشته باشند . اصلاح حکوت را بذارین بر عهده ما شیعیان که بر اساس حرف های پیامبر و امامان مون بهش اعتقاد داریم.

در یوتیوب هم فعال هستم جهت اطلاع می توانید به لینک زیر مراجعه نمایید

http://uk.youtube.com/user/mostabser

در این لینک آخرین کامنت من انفجار ساختگی وهابی ها در عراق می باشد که فیلم آن را در شبکه های ماهواره ای پخش نمودن و با افتخار هم آن را به دنیا معرفی کردند اما ظاهرا قضیه جور دیگری است .

 


فاطمه
اهل سنت ظاهر گرا نیستند بلکه با معیار قرار دادن قران وسنت به مسائل شرعی نگاه میکنند اگر شنیده اید فرقه ای از اهل سنت از قیاس استفاده میکنند این شیوه یکی از روشهای علمی ومنطقی در روش تحقیق است وبه معنای کل (قران وسنت ) به جز ئ است.یعنی با استفاده از تئوری های موجود در قران وسنت (کل) به استخراج مسائل فقهی (جزئ) اقدام میکنند بنابراین نه تنها از یک شیوه علمی منطقی وعقلی استفاده میکنند بلکه منبع اصلی قران وسنت است. اگر بخواهیم از عقل ناقص خود برای استنباط مسائل شرعی اقدام کنیم با توجه به تفاوت IQ علما وایات عظام ................

 

بله اهل تسنن منطقی و عقلی کار می کند و اما نمونه هایی از این عقل و منطق شما :

 

بيست سال دوران باردارى

أبو حنيفه گفته است: اگر مردى بيست سال دور از همسرش زندگى كند و در اين مدّت رابطه اى با وى نداشته باشد و افرادى هم شهادت دهند كه در مدّت بيست سال از جمع آنان جدا نشده، سپس  همسرش باردار شود فرزند در رحم متعلّق به همان مرد است.
همچنين اگر پس از بازگشت از سفر بچّه اى يكساله يا بيشتر در آغوش همسرش ديد، آن بچّه فرزند خود او خواهد بود.


داشتن نُه همسر

فخر الدين زيلعى حنفى فتوايى را با استفاده و استناد به آيه اى از قرآن كريم از قاسم بن إبراهيم نقل مى كند كه بر اساس آن هر مردى مى تواند تعداد نهُ همسر در آن واحد داشته باشد.

وى مى گويد: خداوند ازدواج با دو زن را با اين جمله ( مثنى ) جايز دانسته است، و درادامه اين جمله را ( ثلاث ورباع ) با واو عطف كه به معناى جمع است ذكر فرموده است، پس در اين صورت مجموع زنانى كه براى انسان جايز است نُه زن مى شود.

سپس مى گويد: نخعى و ابن أبي ليلى نيز چنين فتوايى را صادر كرده اند.

از اين مهمتر سخن كسانى است كه حدّ و مرزى در تعداد همسران نمى شناسند، مانند شوكانى به نقل از ظاهريّة، وابن صباغ وعمرانى و قاسميّه از فرق زيديّه ونظام الدين أعرج، او در تفسير آيه: (فانكحوا ما طاب لكم من النساء) مى گويد: گروهى از اين آيه اينگونه استفاده كرده اند كه در تعداد همسر هيچ محدوديّتى وجود ندارد زيرا آيه اطلاق دارد و خداوند عدد خاصّى را بيان نفرموده است.

 

حكم كسى كه با تمام بدنش داخل فرج و عورت زن شود

أحمد بن محمّد صاوى از فقيهان گروه و فرقه مالكى فتوا مى دهد: اگر شخصى با تمام بدنش داخل عورت زنى بشود نزد ما نصى بر حكم ووظيفه او نيست، ولى جناب شافعى گفته است: اگر اوّل با آلتش داخل شود بر هر دو غسل واجب است و گر نه واجب نيست.
گفته اند: عقل خوب چيزى است

آيا مطلب فوق امكان وقوعى دارد؟ آيا اين سخنان جز از افراد مغرض صادر مى شود؟
و از آن بدتر تراوشات فكرى اسلام شناس سنّت پيشه ديگر است كه گفته است: اگر مردى آلتش را در آلت مرد ديگرى داخل نمايد بر هر دو نفر غسل واجب مى شود.

 

 

خود ارضايى آزاد

از مجاهد نقل شده كه گفته است: آنانكه پيش از ما مى زيسته اند پسران جوانشان را به استمناء و همچنين دختران و زنان را به استفاده از وسيله اى براى خود ارضايى وادار مى كرده اند تا از زنا دورى كنند.
ابن جريح از عمرو بن دينار نقل مى كند كه گفته است: مانعى در جايز نبودن استمناء نمى بينم.
ثورى از عبّاد از منصور از جابر بن زيد أبي الشعثاء نقل كرده است كه گفت: تو صاحب منى هستى هر كجا خواستى آن را بريز.
ابن حزم گفته است: استمناء مرد همانند بازى كردن زن با فرجش مباح است وحرام نيست، سپس به دو آيه از قرآن استدلال مى كند ومى گويد: خداوند در اين آيه فرموده است: (وقد فصّل لكم ما حرّم عليكم) و چون تفصيلى در باره استمناء نيامده است پس جايز است. و نيز در اين آيه كه فرموده است: (خلق لكم ما في الأرض جميعا). و در ادامه مى گويد: چون از مكارم اخلاق و فضايل نيست گروهى از آن اكراه داشته و گروهى آن را جايز دانسته اند

و دهها مورد دیگر که همه را به لینک زیر دعوت می کنم تا ببینیم اهل تسنن چگونه بر اساس عقل و منطق کار می کنند

http://www.vahhabi.com/main.htm?id=1&bankname=vahhabi_fatva

 

 
 

این هم گوشه ای از منطق وهابي ها

http://www.vahhabi.com/main.htm?id=1&bankname=film

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 11 اردیبهشت1387ساعت 10:38  توسط عبدالمالک جمال زهی   | 

اين مطلب كه برخي از صحابه قصد داشته‌اند رسول خدا صلي الله عليه و آله وسلم را ترور كنند ، از ديدگاه شيعه و سني قطعي است ؛ چنانچه در قرآن كريم آمده است :

 
يَحْلِفُونَ بِاللَّهِ ما قالُوا وَ لَقَدْ قالُوا كَلِمَةَ الْكُفْرِ وَ كَفَرُوا بَعْدَ إِسْلامِهِمْ وَ هَمُّوا بِما لَمْ يَنالُوا وَ ما نَقَمُوا إِلاَّ أَنْ أَغْناهُمُ اللَّهُ وَ رَسُولُهُ مِنْ فَضْلِهِ فَإِنْ يَتُوبُوا يَكُ خَيْراً لَهُمْ وَ إِنْ يَتَوَلَّوْا يُعَذِّبْهُمُ اللَّهُ عَذاباً أَليماً فِي الدُّنْيا وَ الْآخِرَةِ وَ ما لَهُمْ فِي الْأَرْضِ مِنْ وَلِيٍّ وَ لا نَصيرٍ . التوبه / 74 .

 
منافقان به نام خدا سوگند ياد مي‌كنند كه چيز بدى نگفتند (چنان نيست) آنان سخنان كفرآميز بر زبان آوردند و بعد از اسلام آوردن ، كافر شدند و تصميماتى اتخاذ كردند كه موفق به انجام آنها نشدند (سوء قصد بجان رسول خدا) آن ها به جاى آن كه در برابر نعمت و ثروتى كه به فضل و بخشش خدا و پيامبرش نصيب آنها شده ، سپاسگزار باشند ، در مقام كينه و دشمنى بر آمدند ، با اينحال اگر توبه كنند براى آنها بسيار بهتر است و اگر نافرمانى كنند ، خدا آنها را در دنيا و آخرت به عذابى بس دردناك مجازات خواهند كرد و در روى زمين هيچ دوست و ياورى براى آنان نخواهد بود .

 
بسياري از مفسرين اهل سنت در تفسير « وَ هَمُّوا بِما لَمْ يَنالُوا » گفته‌اند كه مراد كساني هستند كه قصد داشتند در بازگشت از جنگ تبوك رسول خدا صلي الله عليه وآله وسلم را ترور نمايند ؛ چنانچه سيوطي مفسر مشهور اهل سنت مي‌نويسد :

 

وأخرج البيهقي في الدلائل عن عروة رضي الله عنه قال رجع رسول الله صلى الله عليه وسلم قافلا من تبوك إلى المدينة حتى إذا كان ببعض الطريق مكر برسول الله صلى الله عليه وسلم ناس من أصحابه فتآمروا أن يطرحوه من عقبة في الطريق فلما بلغوا العقبة أرادوا أن يسلكوها معه فلما غشيهم رسول الله صلى الله عليه وسلم أخبر خبرهم فقال من شاء منكم أن يأخذ بطن الوادي فإنه أوسع لكم وأخذ رسول الله صلى الله عليه وسلم العقبة وأخذ الناس ببطن الوادي الا النفر الذين مكروا برسول الله صلى الله عليه وسلم لما سمعوا ذلك استعدوا وتلثموا وقد هموا بأمر عظيم وأمر رسول الله صلى الله عليه وسلم حذيفة بن اليمان رضي الله عنه وعمار بن ياسر رضي الله عنه فمشيا معه مشيا فامر عمارا أن يأخذ بزمام الناقة وأمر حذيفة يسوقها فبينما هم يسيرون إذ سمعوا وكزة القوم من ورائهم قد غشوه فغضب رسول الله صلى الله عليه وسلم وأمر حذيفة أن يردهم وأبصر حذيفة رضي الله عنه غضب رسول الله صلى الله عليه وسلم فرجع ومعه محجن فاستقبل وجوه رواحلهم فضربها ضربا بالمحجن وأبصر القوم وهم متلثمون لا يشعروا انما ذلك فعل المسافر فرعبهم الله حين أبصروا حذيفة رضي الله عنه وظنوا ان مكرهم قد ظهر عليه فأسرعوا حتى خالطوا الناس وأقبل حذيفة رضي الله عنه حتى أدرك رسول الله صلى الله عليه وسلم فلما أدركه قال اضرب الراحلة يا حذيفة وامش أنت يا عمار فأسرعوا حتى استووا بأعلاها فخرجوا من العقبة ينتظرون الناس فقال النبي صلى الله عليه وسلم لحذيفة هل عرفت يا حذيفة من هؤلاء الرهط أحدا قال حذيفة عرفت راحلة فلان وفلان وقال كانت ظلمة الليل وغشيتهم وهم متلثمون فقال النبي صلى الله عليه وسلم هل علمتم ما كان شأنهم وما أرادوا قالوا لا والله يا رسول الله قال فإنهم مكروا ليسيروا معي حتى إذا طلعت في العقبة طرحوني منها قالوا أفلا تأمر بهم يا رسول الله فنضرب أعناقهم قال أكره أن يتحدث الناس ويقولوا ان محمدا وضع يده في أصحابه فسماهم لهما وقال اكتماهم .

 

الدر المنثور - جلال الدين السيوطي - ج 3 - ص 259 .

 

بيهقى در دلائل النبوة از عروه روايت كرده كه او گفت: هنگامى كه رسول اللَّه صلّى اللَّه عليه و آله با مسلمين از تبوك مراجعت مي كرد و در راه مدينه بسير خود ادامه مي‌داد ، گروهى از اصحاب او اجتماعى كردند ، و تصميم گرفتند كه آن جناب را در يكى از گردنه‏هاى بين راه به طور مخفيانه از بين ببرند ، و در نظر داشتند كه با آن حضرت از راه عقبه حركت كنند .

 

پيغمبر اكرم (صلي الله عليه وآله وسلم ) از اين تصميم خائنانه مطلع شد و فرمود : هر كس ميل دارد از راه بيابان برود ؛ زيرا كه آن راه وسيع است و جمعيت به آسانى از آن مي گذرد ، حضرت رسول (صلي الله عليه وآله وسلم ) هم از راه عقبه كه منطقه كوهستانى بود به راه خود ادامه داد ، اما آن چند نفر كه اراده قتل پيغمبر را داشتند براى اين كار مهيا شدند ، و صورت هاى خود را پوشانيدند و جلو راه را گرفتند. حضرت رسول امر فرمود ، حذيفة بن يمان و عمار بن ياسر در خدمتش باشند ، و به عمار فرمود : مهار شتر را بگيرد و حذيفه هم او را سوق دهد ، در اين هنگام كه راه مي‌رفتند ناگهان صداى دويدن آن جماعت را شنيدند ، كه از پشت سر حركت مي‌كنند و آنان حضرت رسول را در ميان گرفتند و در نظر داشتند قصد شوم خود را عملى كنند .

 

پيغمبر اكرم (صلي الله عليه وآله وسلم) از اين جهت به غضب آمد ، و به حذيفه امر كرد كه آن جماعت منافق را از آن جناب دور كند ، حذيفه به طرف آن ها حمله كرد و با عصائى كه در دست داشت ، بر صورت مركب‏هاى آنها زد و خود آنها را هم مضروب كرد ، و آنها را شناخت ، پس از اين جريان خداوند آنها را مرعوب نمود و آنها فهميدند كه حذيفه آنان را شناخته و مكرشان آشكار شده است ، و با شتاب و عجله خودشان را به مسلمين رسانيدند و در ميان آنها داخل شدند .

 

بعد از رفتن آنها حذيفه خدمت حضرت رسول رسيد ، و پيغمبر فرمود : حركت كنيد ، و با شتاب از عقبه خارج شدند ، و منتظر بودند تا مردم برسند ، پيغمبر اكرم فرمود : اى حذيفه شما اين افراد را شناختيد ؟ عرض كرد : مركب فلان و فلان را شناختم ، و چون شب تاريك بود ، و آن‏ها هم صورت‏هاى خود را پوشيده بودند ، از تشخيص آنها عاجز شدم .

 

حضرت فرمود: فهميديد كه اينها چه قصدى داشتند و در نظر داشتند چه عملى انجام دهند ؟ گفتند : مقصود آنان را ندانستيم ، گفت : اين جماعت در نظر گرفته بودند از تاريكى شب استفاده كنند و مرا از كوه بزير اندازند ، عرض كردند :

 

يا رسول اللَّه ! امر كنيد تا مردم گردن آنها را بزنند ، فرمود : من دوست ندارم مردم بگويند كه محمد اصحاب خود را متهم مي‌كند و آنها را مي‌كشد ، سپس رسول خدا آن‌ها را معرفي كرد و فرمود : شما اين موضوع را نديده بگيريد و ابراز نكنيد .

 

اما اين كه اين افراد چه كساني بوده‌اند روشن نيست . برخي از علماي اهل سنت همانند ابن حزم اندلسي كه از استوانه‌هاي علمي اهل سنت به شمار مي‌رود نام اين افراد را آوره است . وي در كتاب المحلي مي‌نويسد:

 

ان أبا بكر وعمر وعثمان وطلحة وسعد بن أبي وقاص رضي الله عنهم أرادوا قتل النبي صلى الله عليه وسلم وإلقاءه من العقبة في تبوك.

 

المحلى، ابن حزم، ج 11، ص 224، وفات: 456، ناشر: دار الفكر، توضيحات: طبعة مصححة ومقابلة على عدة مخطوطات ونسخ معتمدة كما قوبلت على النسخة التي حققها الأستاذ الشيخ أحمد محمد شاكر .

 

ابوبكر ، عمر ، عثمان ، طلحه ، سعد بن أبي وقاص ؛ قصد كشتن پيامبر (صلي الله عليه وآله وسلم ) را داشتند و مي‌خواستند آن حضرت را از گردنه‌اي در تبوك به پايين پرتاب كنند .

 

البته ابن حزم ، وقتي اين حديث را نقل مي‌كند ، تنها اشكالي كه به روايت دارد ، وجود وليد بن عبد الله بن جميع در سلسله سند آن است و لذا مي‌گويد كه اين روايت موضوع و كذب است .

 

ما در اين جا نظر علماي علم رجال و بزرگان اهل سنت را در باره وليد بن عبد الله نقل مي‌كنيم تا ببنيم كه نظر ابن حزم از نظر علمي چه ارزشي دارد و تا چه اندازه قابل قبول است .

 

وقتي به كتاب‌هاي رجالي اهل سنت مراجعه مي‌كنيم ،‌ مي بينيم كه بسياري از علماي اهل سنت ، وليد بن عبدالله بن جميع را توثيق كرده‌ و او را صدوق و ثقه خوانده‌اند ؛ چنانچه ابن حجر عسقلاني ، حافظ علي الإطلاق اهل سنت و يكي ديگر از استوانه‌هاي علمي اهل سنت در تقريب التهذيب در باره او مي‌نويسد:

 

7459 - الوليد بن عبد الله بن جميع الزهري المكي نزيل الكوفة صدوق.

 

تقريب التهذيب،ابن حجر، ج 2، ص 286، وفات: 852، دراسة وتحقيق: مصطفى عبد القادر عطا، چاپ: الثانية، سال چاپ: 1415 - 1995 م، ناشر: دار الكتب العلمية، بيروت، لبنان، توضيحات: طبعة مقابلة على نسخة بخط المؤلف وعلى تهذيب التهذيب وتهذيب الكمال .

 

و همچنين ابن سعد در الطبقات الكبري مي‌نويسد:

 

الوليد بن عبد الله بن جميع الخزاعي من أنفسهم وكان ثقة وله أحاديث .

 

الطبقات الكبرى، محمد بن سعد، ج 6 - ص 354، وفات: 230، چاپخانه: دار صادر‌، بيروت، ناشر: دار صادر، بيروت .

 

و عجلي در معرفة الثقات خودش مي‌نويسد:

 

الوليد بن عبد الله بن جميع الزهري مكي ثقة.

 

معرفة الثقات،العجلي، ج 2 - ص 342، وفات: 261، چاپ: الأولى، سال چاپ: 1405، ناشر: مكتبة الدار، المدينة المنورة .

 

و نيز رازي در كتاب الجرج و التعديل در باره او مي‌نويسد:

 

نا عبد الرحمن نا عبد الله بن أحمد بن محمد بن حنبل فيما كتب إلى قال قال أبى: الوليد بن جميع ليس به بأس . نا عبد الرحمن قال ذكره أبى عن إسحاق بن منصور عن يحيى بن معين أنه قال: الوليد ابن جميع ثقة . نا عبد الرحمن قال سئل أبى عن الوليد بن جميع فقال: صالح الحديث . نا عبد الرحمن قال سألت أبا زرعة عن الوليد بن جميع فقال: لا بأس به.

 

الجرح والتعديل،الرازي، ج 9، ص 8، وفات: 327، چاپ: الأولى، سال چاپ: 1371 - 1952 م، چاپخانه: مطبعة مجلس دائرة المعارف العثمانية، بحيدر آباد الدكن، الهند، ناشر: دار إحياء التراث العربي، بيروت، توضيحات: عن النسخة المحفوظة في كوپريلي ( تحت رقم 278) وعن النسخة المحفوظة في مكتبة مراد ملا ( تحت رقم 1427) وعن النسخة المحفوظة في مكتبة دار الكتب المصرية ( تحت رقم 892) .

 

و مزي در تهذيب الكمال مي‌نويسد:

 

قال عبد الله بن أحمد بن حنبل عن أبيه، وأبو داود: ليس به بأس . وقال إسحاق بن منصور، عن يحيى بن معين: ثقة. وكذلك قال العجلي وقال أبو زرعة: لا بأس به وقال أبو حاتم: صالح الحديث.

 

تهذيب الكمال،المزي، ج 31، ص 36 – 37، وفات: 742، تحقيق: تحقيق وضبط وتعليق: الدكتور بشار عواد معروف، چاپ: الرابعة، سال چاپ: 1406 - 1985 م، ناشر: مؤسسة الرسالة، بيروت، لبنان.

 

و ذهبي از بزرگترين علماي رجال اهل سنت در ميزان الاعتدال در باره وليد بن جميع مي‌نويسد:

 

وثقه ابن معين، والعجلي. وقال أحمد وأبو زرعة: ليس به بأس. وقال أبو حاتم: صالح الحديث.

 

ميزان الاعتدال، الذهبي، ج 4، ص 337، وفات: 748، تحقيق: علي محمد البجاوي، چاپ: الأولى، سال چاپ: 1382 - 1963 م، ناشر: دار المعرفة للطباعة والنشر - بيروت – لبنان .

 

و از همۀ اين‌ها مهمتر اين‌كه مسلم نيشابوري در صحيح مسلم دو بار از وليد بن عبد الله بن جميع روايت نقل كرده است: يك بار در  جلد 5، ص 177 ذيل باب الوفاء بالعهد،‌ و بار ديگر در ج8، ص 123 در كتاب صفات المنافقين و احكامهم. و اين نشان مي‌دهد كه وليد بن عبد الله از نظر ايشان موثق بوده است كه از او حديث نقل مي‌كند و گرنه نبايد نقل مي‌كرد. و اگر كسي بخواهد وليد بن عبدالله را تضعيف كند، بايد نام صحيح را نيز از كتاب صحيح مسلم بردارد.

 

در نتيجه وليد بن عبد الله بن جميع ثقه است و به تبع آن اين روايت نيز كاملا صحيحه است .

 

البته ما به صحت و سقم اين مطلب كه آن‌ها در اين ترور شركت داشته‌اند يا نه ، كاري نداريم ما فقط مي‌خواستيم سخن ابن حزم اندلسي را از نظر علمي نقد و بررسي كنيم .

 پس در حقيقت اين علماي اهل سنت هستند كه بايد از اين مطلب جواب دهند كه چرا ابن حزم اندلسي چنين روايتي را نقل و به صورت غير عالمانه آن را رد كرده است .

+ نوشته شده در  یکشنبه 8 اردیبهشت1387ساعت 17:3  توسط عبدالمالک جمال زهی   | 

وهابي ها و تکفيريهاي وابسته به سعودي در عراق مشغول توليد فيلم هاي مسخره و جعلي علميات هاي افتخار آميزشان هستند .
در اين فيلم نشان داده می شود که یک ماشین جنگی امریکایی در حال عبور است و ناگهان بمبی زیر آن منفجر می شود که باعث کشته و زخمی شدن چند تن می گردد (البته این خبر در سایت های ترورِيستهاي سعودی آمده بود )
در حاليکه یک ماشين اسباب بازي را با دست در حال عبور دادن هستند و ناگهان ضربه اي به زير صفحه می زنند و ماشين بالا می پرد .
این هم از جهاد في سبيل الله وهابي ها و تکفيريهاي سعودي

ببينيد و بخنديد

برای دیدن فیلم بر روی کلمه فیلم کلیک کنید

فيلم

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 4 اردیبهشت1387ساعت 20:18  توسط عبدالمالک جمال زهی   | 

فاطمه :

سلام برادر. یادمان باشد در هر قوم و مسلکی افراد تندرو وجود دارد نمونه اش محمود خان خودمان ریاست محترم جمهور. اگر بخواهیم چشم کسی را که چشممان را کور کرده چشمش را کور کنیم دیگر بینایی در دنیا نمیماند. بیاییم همدیگر را فارغ از هر ایده ای که داریم دوست داشته باشیم و در کنار با هم در صلح وصفا زندگی کنیم تا گوجه کیلویی 2500 نخریم و بنزینی که به همه دنیا صادر می شود برای خودمان گران تر از کشورهایی که فاقد چاه های نفت هستند نخریم. مطمئن باشیم از اختلافات ما در داخل سیاست مداران بی عرضه مان و در خارج دشمنان سود می برند. ان وقت ما اهانت میکنیم در جایی که واقعا خط قرمز است.

و اما جواب من :

یادم هست مناظرات و سخنان ملازاده را در شبکه ماهواره ای خود که در لندن هم ساپورت می شود نگاه می کردم . هنگامی که از علمای شیعه حرف می زد تا می توانست به او اهانت می کرد و اقدام به فحاشی که مسلک اجدادی ملازاده است می نمود و فریاد می زد علمای شما منحرف و دزد و ... هستند و اکنون شما نیز برای فرار از پاسخگویی به سیاستمداران دولت ایران اهانت می کنید ... حیران مانده ام . یکی می گوید علمایتان را رها کنید و شما می گویید سیاستمدارانتان را !!!! آن یکی از دین چیزی نمی داند و حرف می زند این یکی از سیاست !!!

گفته ای ما اهانت می کنیم . عجبا ! الحمدالله به مثل روز روشن است و همه عالم و آدم می دانند و به چشم دیده اند که کدام مذهب بیشتر از همه مشغول اهانت به ادیان و مذاهب دیگر است . در ضمن فراموش نکنید کتب صحاح سته شما بهترین منبع اهانت ها می باشد . یادتان باشد مطالب این وبلاگ تمامی مطالبی است که در کتب صحاح سته شما که از معتبرترین کتب های روایی و حدیثی شما است استخراج گردید نه کتب شیعیان . شما بهتر است بگویید این مطالب اهانت آمیز در کتب شما چه می کند !؟ اگر بخواهید دهها روایت جعلی که در کتب شما معتبر است برایتان می آورم که در آن به پیامبر (ص) اهانت شده است .

گفته اي تندرو در هر ديني وجود دارد ولي شما بگوييد اين تندورهاي مذهبي در شيعيان زياد است يا در اهل سنت ؟ خودتان هم مي دانيد شيعه در اقليت است و تندروهاي اين مذهب بسيار اندک ولي تندروهايي که در اين 50 ساله پديد آمده اند از چه بابت هستند ؟ چگونه است در پاکستان و عربستان و جنوب افغانستان و اردن و بسياري از کشورهاي عربي تفکر دشمني با شيعه را مي پرورانند؟ آيا عربستان مظهر اهل سنت جهان نيست ؟ اهل سنت وقتي بخواهد فتوايي را قبول کند اگر از عربستان باشد چشم و گوش بسته قبول مي کند! در ايام حج اگر با دست باز مشغول به نماز شويد از پشت سرتان فرار مي کنند . اگر در جنوب افغانستان و کشور پاکستان بفهمند شيعه هستي سرت را مي برند اگر در عراق بفهمند شيعه اي زنده زنده مي سوزانند اگر در عربستان بفهمند شيعه اي به نيرنگي که برچسب تقدس هم به آن زده اند و في سبيل الله تو را زنداني ات مي کنند . در ضمن فراموش نکنيد که شيعه در مقام دفاع است نه تهاجم . اين تندروهاي اهل سنت هستند که دائما مشغول تکفير و توهين و اهانت به شيعيان هستند . اين تندروهاي اهل سنت هستند که دائما مشغول چاپ کتاب هايي هستند که در آن دشمني با شيعه را سرلوحه خود قرار داده اند .

 

تشيّع ، در هيچ زمان و شرايطى ، با ظلم و استبداد ، سازش ننموده و تسليم حكومت‏ها و حاكمان جور نشده است ، و بدين جهت همواره مورد تهاجم دشمنان بوده وحكومت‏هاى استبدادى از هر گونه مبارزه و مخدوش كردن چهره نورانى‏اش دريغ نورزيده‏اند .

شيعه با الهام از رهبر و پيشواى به حقّ خود امير مؤمنان ( ع ) كه فرموده : « كونا للظالم خصماً وللمظلوم عوناً ، أوصيكما وجميع ولدي وأهلي ومن بلغه كتابي . . . » نهج البلاغه : نامه 47 . ، پيوسته با همه مظاهر استبداد در ستيز بوده و حمايت از مظلومان وستمديدگان را شعار خويش ساخته است .

ولى در مكتب خلفا ، نه تنها آثارى ازمبارزه با ظلم‏پيشگان و حكومت‏هاى مستبد به چشم نمى‏خورد ؛ بلكه تمام تلاش خود را در توجيه استبداد حكومت‏هاى جور به كار برده و با احاديثى كه به رسول اكرم ( ص ) نسبت داده‏اند به پيروان خود القا مى‏كنند كه وظيفه ملّت ، فرمانبردارى از حاكمان جامعه است ، اگر چه دامن آنان به ظلم و استبداد آلوده باشد ، زيرا آنها مسؤول كارهاى خويش و ملّت نيز مسؤول كارهاى خود است : « إسمعوا وأطيعوا فإنّما عليهم ما حمّلوا وعليكم ما حملّتم » صحيح مسلم ، ج 6 ، ص 19 ، كتاب الامارة ، باب الأمر بالصبر عند ظلم الولاة ، سنن البيهقي ، ج 8 ، ص 158 . .

آرى ! چقدر تفاوت است ميان سخنى كه به بالاترين مقام يك مذهب ( عمر بن خطّاب ) نسبت داده‏اند ، كه گفته : اگر حاكم اسلامى ظلم پيشه كرد و شما را مورد ضرب و شتم قرار داد ، و از حقوق مسلّم خود ، محروم ساخت و دستور خلاف دين و شريعت صادر كرد وظيفه شما فرمانبرى بى چون و چرا از اوست و همه اينها جزو دين است! « فأطع الإمام . . . إن ضربك فاصبر ، وإن أمرك بأمر فاصبر ، وإن حرَمَك فاصبر ، وإن ظلمك فاصبر ، وإن أمرك بأمر ينقص دينك فقل : سمع وطاعة ، دمي دون ديني » سنن البيهقي ج 8 ص 159 ؛ المصنَّف لابن أبي شيبة ، ج 7ص 737 ؛ الدرالمنثور ج 2 ص 177 و كنز العمال ، ج 5 ص 778 . .

وميان شعار سرور آزادگان حسين بن على ( ع ) در روز عاشورا : « فإنّي لا أرى الموت إلّا سعادة ولا الحياة مع الظالمين إلّا برماً » مناقب ابن شهر آشوب ، ج‏3 ، ص‏224 ؛ بحار الأنوار ، ج 44 ، ص 192 . شهادت در راه مبارزه با ظلم و استبداد را سعادت ، و زندگى در سايه حكومت ستم‏پيشگان و سازش با استبدادگران را مايه ننگ مى‏داند .

و چقدر فرق است بين فقهاى يك مذهب كه فتوا مى‏دهند : هر گونه قيام و مبارزه با حاكمان فاسق و ستم پيشه خلاف شرع است : « وأمّا الخروج عليهم وقتالهم ، فحرام بإجماع المسلمين وإن كانوا فسقة ظالمين » شرح صحيح مسلم للنووي ، ج 12 ، ص 229 ؛ شرح المقاصد للتفتازاني ، ج 2 ، ص 71 ؛ المواقف للقاضي الإيجي ، ج 8 ، ص 349 . .

و ميان فقهاى مذهبى كه مى‏گويند : اگر سكوت دانشمندان دينى ، باعث شود كه حاكمان ستمگر بر ارتكاب گناه و ايجاد بدعت جرأت پيدا كنند ، بر آنان لازم و واجب هست كه سكوت خود را شكسته و در برابر ستمگران خروش بر آورند : « لو كان سكوت علماء الدين ورؤساء المذهب - أعلى اللَّه كلمتهم - موجباً لجرأة الظلمة على ارتكاب سائر المحرّمات وإبداع البدع ، يحرم عليهم السكوت ويجب عليهم الانكار » تحرير الوسيله ، ج 1 ، ص 450 . .

 

فقط در ظرف يك سال ، 60 عنوان كتاب با شمارگان 30 ميليونى ، بر ضدّ شيعه ، چاپ و منتشر شده است‏ مجله تراثنا ، شماره 6 ، ص 32 ، مقاله موقف الشيعه من هجمات الخصوم .

در ايّام حجّ سال 1381 ، ده ميليون و 685 هزار جلد كتاب به 20 زبان زنده دنيا ، ( غالباً بر ضدّ شيعه ) توسّط دولت سعودى در ميان زائران خانه خدا ، توزيع شده است‏ مجلّه ميقات ، شماره 43 ، ص 198 ، به نقل از روزنامه عكاظ ، مورّخ 11 / 9 / 81 . .

 

كتاب « للّه ثمّ للتاريخ » را با كاميون‏هاى بزرگ در منطقه قطيف و احساء در ميان شيعيان به رايگان توزيع كرده‏اند .

همين كتاب ، در كشور كويت سال 1380 هجرى شمسى در يكصد هزار تيراژ چاپ و منتشر گرديد كه توسّط دانشمند متعهّد جناب آقاى مهرى ( نماينده ولى فقيه ) به دولت كويت اعلام گرديد : اگر از نشر و توزيع اين كتاب موهن و ضدّ شيعه جلوگيرى نشود ، بيم آن مى‏رود كه كويت ، به لبنان ديگرى در منطقه تبديل شود جريده « الرأي العام الكويتيّة » به تاريخ 30 / 6 / 2001 . نامه مذكور در سايت‏هاى مختلف اينترنت قرار گرفته است . .

در برخى از مؤسّسات پژوهشى ، كتاب‏هايى كه در طول 14 قرن بر ضدّ شيعه چاپ و منتشر شده ، تهيّه و يا شناسايى شده ، و آمار آن‏ها از مرز 7000 عنوان تجاوز كرده است .

از اين مجموعه ، 3000 عنوان به زبان اردو ، 1500 عنوان به زبان عربى و 500 عنوان به زبان‏هاى مختلف ديگر است.

جالب توجّه اين است كه 70 درصد كتاب‏هاى ياد شده بعد از پيروزى پرشكوه انقلاب اسلامى ايران نگاشته شده است ؛ يعنى در طول بيست و چهار سال نزديك به 5 / 2 برابرِ چهارده قرن ، بر ضدّ شيعه كتاب تأليف گرديده است .

 

تهمت‏هاى ناجوانمردانه بر ضد شيعه

 آقاى دكتر عبد اللَّه محمّد غريب از دانشمندان مصرى در كتاب مملوّ از دروغ و تهمت خود « وجاء دور المجوس » مى‏نويسد : « إنّ الثورة الخمينيّة مجوسيّة وليست إسلاميّة ، أعجميّة وليست عربيّة ، كسرويّة وليست محمّديّة » وجاء دور المجوس ، ص 357 . ؛ « نهضت [امام‏] خمينى ، يك نهضت مجوسى ، عجمى و كسروى است ، نه نهضت اسلامى ، عربى و محمّدى » .

كينه‏توزى و دشمنى را تا آن‏جا پيش برده كه مى‏نويسد : « نعلم أنّ حكّام طهران أشدّ خطراً على الإسلام من اليهود ، ولا ننتظر خيراً منهم ، وندرك جيّداً أنّهم سيتعاونون مع اليهود في حرب المسلمين » همان ، ص 374 . ؛ « مى‏دانيم كه خطر حاكمان تهران بر اسلام از خطر يهود بر اسلام ، سخت‏تر است و از آنان هيچ اميد خيرى انتظار نمى‏رود و نيك مى‏دانيم كه آنان به زودى با يهود ، همداستان شده و به جنگ مسلمانان خواهند آمد! » .

در حالى كه تمام دنيا مى‏دانند كه امروز براى حكومت غاصب صهيونيستى ، دشمنى ، سخت‏تر از نظام اسلامى نيست و افتخار اين نظام ، اين است كه به مجرّد پيروزى انقلاب اسلامى ، سفارت دولت غاصب اسرائيل را براى هميشه در ايران تعطيل و به جاى آن سفارت فلسطين را گشود .

 دكتر ناصرالدين قفارى از اساتيد دانشگاه‏هاى مدينه منوره ، در كتاب « اصول مذهب الشيعة الإماميّة » كه رساله دكتراى او بوده ، نوشته است : « أدخل الخمينى إسمه في أذان الصلوات ، وقدّم إسمه حتّى على إسم النبيّ الكريم ، فأذان الصلوات في ايران بعد استلام الخمينى للحكم وفى كلّ جوامعها كما يلي : " اللّه أكبر ، اللّه اكبر ، خمينى رهبر ، أى الخمينى هو القائد ، ثمّ أشهد أنّ محمّداً رسول اللّه" » اصول مذهب الشيعة الإماميّة ، ج 3 ص 1392 . .

« [امام‏] خمينى ، نام خود را در اذان نمازها داخل كرده وحتّى نام خود را بر نام پيامبر نيز مقدّم نموده است . بعد از تشكيل حكومت بوسيله [امام‏] خمينى ، اذان در نمازها در تمام اجتماعات چنين است : اللَّه اكبر ، اللَّه اكبر ، خمينى رهبر يعنى خمينى پيشواى ماست ، سپس [مى‏گويند : ] اشهد أنّ محمّداً رسول‏اللَّه! » .
نگارنده : در بحث‏هايى كه در سال جارى ( رجب 1382 ) با تعدادى از دانشجويان دانشگاه « امّ القرى » در كنار بيت اللَّه الحرام داشتم ، اشاره كردم كه اگر كسى به اذانى كه همه روزه از صدا و سيماى جمهورى اسلامى ايران ، شبكه « جام جم » كه در تمام كشورهاى جهان ؛ به ويژه عربستان پخش مى‏شود ، توجّه كند ، دروغ‏گويى وتهمت نارواى اين نويسنده ، كاملاً روشن خواهد شد .

جاى بسى شگفتى است كه كتاب‏هايى كه بر ضدّ جنايات صهيونيسم در فلسطين اشغالى نوشته مى‏شود ، بسيار كمتر از كتاب‏هايى است كه بر ضدّ شيعه تأليف مى‏گردد .

در آخر اينکه بهتر است اصلاحات و سد راه شدن تندروهاي مذهبي را ابتدا از مذهب اهل تسنن شروع کرد نه شيعيان . چرا که اين تندروي ها از سوي اهل تسنن هم باعث شده است اساس اسلام زير سوال برود تا حدي که غربي ها براي آزار مسلمين اقدام به توهين و کشيدن کاريکاتورهايي در مورد اسلام و محمد (ص) نموده اند . به حدي تندروهاي اهل تسنن مسلمان کشي و آدم کشي کرده اند که اگر در کشور غربي بگويي مسلماني به چشم يک تروريست تو را نگاه مي کنند .

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 1 اردیبهشت1387ساعت 15:29  توسط عبدالمالک جمال زهی   |