تبليغاتX
وهابیت در خدمت استعمارگران

وهابیت در خدمت استعمارگران

وهابیت زاده استعمار است و در خدمت آنها و غلام حلقه به گوش آنهاست .

يشگفتار
اول - از أبو موسى اشعرى
دوم - از انس و روايتى از نسائى از عايشه
سوم - از عمرو بن العاص
چهارم - از عبد اللّه بن زياد اسدى
قسمت أوّل - حسادتهاى عايشه
الف - نسبت به هوو و شكستن ظرف غذا
ب - حسادتى شديد نسبت به حفصه
ج - نسبت به حضرت خديجه عليهاالسلام
د - نسبت به زنهائى كه خود را هبه مى‏كردند
قسمت دوم - ادب عايشه
قسمت سوم - تعقيب كردن پيامبر صلى‏الله‏عليه‏و‏آله
قسمت چهارم- حجاب عايشه
قسمت پنجم - عايشه و رضاع كبير
الف - قرآن:
ب - سنت:
قسمت ششم - برترى صفيه
قسمت هفتم - عايشه و غيبت صفيه
قسمت هشتم - عايشه و ايذاء پيامبر صلى‏الله‏عليه‏و‏آله
قسمت نهم - عايشه فرمانده جنگ جمل
قسمت دهم - عايشه از پيامبر صلى‏الله‏عليه‏و‏آله در غضب است
قسمت يازدهم - أعوذ بالله منك
قسمت دوازدهم - آرزوى مرگ عايشه
قسمت سيزدهم - جان دادن پيامبر صلى‏الله‏عليه‏و‏آله در دامن عايشه و عدم تعيين وصى
قسمت چهاردهم - عايشه و فاطمه بنت قيس
قسمت پانزدهم - عايشه و ابتداى نزول وحى
قسمت شانزدهم -... وصلاة العصر
قسمت هفدهم - عايشه و اتمام نماز در سفر
قسمت هيجدهم - صلاة الضحى
قسمت نوزدهم - محرم و زير شلوارى (شورت)
قسمت بيستم - خروج زنان از منزل جهت نماز
قسمت بيست و يكم - عايشه و لعن
قسمت بيست و دوم - حديث افك
- شأن نزول آيات افك
قسمت بيست و سوم - نزول آيه تيمم
قسمت بيست و چهارم - حديث أمّ زرع
+ نوشته شده در  دوشنبه 26 فروردین1387ساعت 15:28  توسط عبدالمالک جمال زهی   | 

هميشه در تاريخ ديده شده است که عده اي با سوء استفاده از قدرت و ابزارهاي تبليغي ، در موارد مختلف برخوردهاي دوگانه اي اعمال مي کنند ؛ يعني اگر چيزي به نفع ايشان و يا در اختيار آنها باشد خوب بوده و اگر همان شيء در دست ديگران باشد آن را بد مي شمارند :

به موارد ذيل توجه نماييد :

 ساخت حرم و ضريح براي بزرگان :

 حرم صحابي رسول خدا خالد بن وليد و يا به اصطلاح اهل سنت "سيف الله المسلول" در سوريه:

 
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه 24 فروردین1387ساعت 9:59  توسط عبدالمالک جمال زهی   | 

بسم الله الرحمن الرحيم

هميشه در تاريخ ديده شده است که عده اي با سوء استفاده از قدرت و ابزارهاي تبليغي ، در موارد مختلف برخوردهاي دوگانه اي اعمال مي کنند ؛ يعني اگر چيزي به نفع ايشان و يا در اختيار آنها باشد خوب بوده و اگر همان شيء در دست ديگران باشد آن را بد مي شمارند :

 

 
به موارد ذيل توجه نماييد :

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه 22 فروردین1387ساعت 14:18  توسط عبدالمالک جمال زهی   | 

صيغه شيرين‌ترين لذت
در تاريخ 29 فروردين سال 86عده‌اي از زنان محجبه در اعتراض به بدحجابي در مقابل مجلس تجمع كردند. خبرگزاري مهر عكس‌هايي از اين تجمع و حواشي آن تهيه كرد. متن تصوير پلاكارد يكي از اين عكس‌ها دستكاري شده و به اين جمله تغيير يافت: «صيغه شيرين‌ترين لذتي است كه نصيب زن مسلمان مي‌شود»! و به فاصله كمتر از چند روز در صدها سايت و وبلاگ منتشر شد. بسياري آن را در سايت و وبلاگ خود به كار برده و تفسيرهاي متعدد مذهبي و سياسي نيز از آن ارائه دادند. تا جايي كه حتي سعيد ابوطالب نماينده تهران نيز جوگير شده و در مجلس در مورد آن عكس جنجال به پا كرد! هنوز در برخي كليپ‌هاي شبكه‌هاي ماهواره‌اي فارسي‌زبان اين تصوير تحريف‌شده را به عنوان عكسي مستند از رويدادهاي ايران به كار مي‌برند.
كاربراني كه با يك نرم‌افزار خوشنويسي نظير چليپا يا كلك كار كرده باشند يا حداقل قواعد خوشنويسي را بدانند در اولين نگاه و به سادگي متوجه جعل ناشيانه‌ي نوشته مي‌شوند. مخصوصاً چليپا و نامه‌نگار و بسياري نرم‌افزارهاي خوشنويسي ديگر كه فاصله‌گذاري نامناسب نقطه‌هاي آن به خوبي مشهود است!





به تازگی در وبلاگ ها و سايت های سني من این خبر را می دیدم که با آب و تاب بسیار زیاد مشغول مانور دادن بر روی این مطلب بودند واقعا چگونه به خودشان اجازه می دهند که برای زیر سوال بردن عقاید مخالفین خود از دروغ و نیرنگ های رنگ باخته استفاده نمایند ؟ البته بماند که حتی عقل ناقصشان را به کار نینداخته اند که برای این روایت سند و آدرس مدرک را نیز ارائه نمایند !!!
شرم نمی شوند ؟ یا دست هایی در کار است ؟ که صد البته برای اینگونه مسائل باید رد پای وهابي های سعودی و پاکستانی را دید . این وهابی ها با دلارهای نفتی که به امریکا می فروشند برای اهانت به عقاید ادیان دیگر و مذاهب دیگر تا می توانند سرمایه گذاری می کنند .
البته صادرات تروریست و آدم کش نیز از حرفه های بارز سعودی ها و وهابی های پاکستان است .
و اما حرف من به وهابي ها اینکه ننگ بر شما باد ننگ بر شما باد
+ نوشته شده در  سه شنبه 20 فروردین1387ساعت 14:3  توسط عبدالمالک جمال زهی   | 

صداي عمر از مدينه تا فسا رسيد

اين قصه آن قدر معروف است كه حتي كتاب‌هاي لغت نيز آن را نقل كرده‌اند . ما آن را از كتاب البداية و النهاية ابن كثير نقل مي‌كنيم :

ذكر سيف عن مشايخه أن سارية بن زنيم قصد فسا و دار أبجرد فاجتمع له جموع ـ من الفرس و الأكرادـ عظيمة و دخم المسلمين منهم أمر عظيم و جمع كثير، فرأي عمر في تلك الليلة فيما يري النائم معركتهم و عددهم فخاوفت من النهار و أنهم في صحراء و هناك جبل إن اسندوا اليه لم يؤتوا ألاّ من وجه واحد. فنادي من الغد الصلاة جامعة، حتي اذا كانت الساعة التي رأي أنهم اجتمعوا فيها، خرج الي الناس و صعد المنبر، فخطب الناس و أخبرهم بصفة ما رأي، ثم قال: يا سارية! الجبل الجبل!!! ثم اقبل عليهم و قال ان الله جنودا و لعل بعضها أن لم يبلغّهم. قال: ففعلوا ما قال عمر، فنصرهم الله علي عدوهم و فتحوا البلد.

جناب عمر بن خطاب در مدينه مشغول خواندن خطبه نماز جمعه و آيات قرآن را مي خواند؛ يك دفعه سه مرتبه گفت: «يا ساريه الجبل»، همه ماندند كه چه اتفاقي افتاده؛ بعد از نماز از او پرسيدند كه چه شد وسط خطبه اين چنين گفتي؟ گفت: در حين خطبه خواندن، يك نگاهي كردم به ملكوت زمين و زمان، ديدم لشكري كه براي فتح نهاوند فرستاديم، دشمنان از 4 طرف مي خواهند محاصره كنند و آنها را از بين ببرند، فرمانده شان آقاي ساريه بود، او را صدا زدم كه بيائيد به طرف كوه و از يك طرف با دشمن بجنگيد، تا آنها از 4 طرف حمله نكنند؛ آنها هم آمدند به سمت كوه و جنگيدند. بعد از 3 ماه كه لشكر آمد به مدينه، سؤال كرديم كه آيا اين قضيه را شما هم ديديد؟ گفتند: بله، در فلان روز در بيابان نهاوند بوديم كه صداي آقاي عمر در فضا طنين انداز شد و همه لشكر هم صداي او را شنيدند و او از مدينه صدا زد: «يا ساري الجبل»، و اگر صداي عمر نبود، همه از بين رفته بوديم و اين پيروزي هم نصيب اسلام نمي شد

البداية و النهاية، ج7، ص94، قصه جنگ فسا و المغني ، عبد الله بن قدامه ، ج 10 ، ص 552 و الشرح الكبير ، عبد الرحمن بن قدامه ، ج 10 ، ص 387 و فيض القدير شرح الجامع الصغير ، المناوي ، ج 4 ، ص 664 و تفسير الرازي ، الرازي ، ج 21 ، ص 87 و دقائق التفسير ، ابن تيمية ، ج 2 ، ص 140 و أسد الغابة ، ابن الأثير ، ج 2 ، ص 244 و الإصابة ، ابن حجر ، ج 3 ، ص 5 – 6  و تاريخ اليعقوبي ، اليعقوبي ، ج 2 ، ص 156 و الكامل في التاريخ ، ابن الأثير ، ج 3 ، ص 42 – 43 و تاريخ الإسلام ، الذهبي ، ج 1 ، ص 384 و تاريخ ابن خلدون ، ابن خلدون ، ج 1 ، ص 110 و تاج العروس ، الزبيدي ، ج 16 ، ص 327 .

رود نيل تحت فرمان عمر

فخر رازي در تفسيرش از جمله مي‌نويسد :

الثاني : روي أن نيل مصر كان في الجاهلية يقف في كل سنة مرة واحدة وكان لا يجري حتى يلقى فيه جارية واحدة حسناء ، فلما جاء الإسلام كتب عمرو بن العاص بهذه الواقعة إلى عمر ، فكتب عمر على خزفة : أيها النيل إن كنت تجري بأمر الله فاجر ، وإن كنت تجري بأمرك فلا حاجة بنا إليك ! فألقيت تلك الخزفة في النيل فجرى ولم يقف بعد ذلك .

تفسير الرازي ، الرازي ، ج 21 ، ص 88 .

رود نيل طغيان كرده بود و خانه هاي مردم داشت نابود مي شد. آمدند خدمت عمر بن خطاب كه اي خليفه رسول الله! به داد ما برس كه خانه هايمان رفت. جناب عمر بن خطاب گفت: يك سفالي براي من بياوريد؛ سريع براي او آوردند و با دست مباركش بر روي آن سفال نوشت  :

اگر به امر خداوند جاري مي شوي، پس جاري شو و اگر به امر خودت جاري مي شوي، ما كاري نداريم هر كاري مي كني بكن.

بعد از آن، اين رودخانه ديگر طغيان نكرد و مردم از طغيان رود نيل راحت شدند.

زمين از شلاق عمر ترسيد !

فخر رازي مي‌نويسد :

الثالث : وقعت الزلزلة في المدينة فضرب عمر الدرة على الأرض وقال : اسكني بإذن الله فسكنت وما حدثت الزلزلة بالمدينة بعد ذلك .

وزي در مدينه زلزله شديدي آمد و مردم ريختند بيرون و پناه آوردند به خليفه دوم، خليفه دوم شلاق خود را محكم بر زمين كوبيد و گفت: " آرام باش به اذن خدا " زمين هم آرام شد؛ بعد از آن،‌ زمين مدينه ديگر زلزله نگرفت .

آتش ، تحت فرمان عمر!

 الرابع : وقعت النار في بعض دور المدينة فكتب عمر على خزفة : يا نار اسكني بإذن الله فألقوها في النار فانطفأت في الحال .

تفسير الرازي ، الرازي ، ج 21 ، ص 88 .

يكي از خانه هاي مدينه آتش گرفت و سرايت كرد به بخش أعظمي از خانه هاي مدينه. مردم مانده بودند حيران و سرگردان كه خانه ها آتش گرفته. عمر نوشت : " اي آتش به اذن خدا ساكن و خاموش شو" و آن را انداخت در آتش و آتش در همان لحظه ساكت  و خاموش شد .

 اين نمونه كوچكي بود از غلو‌هاي اهل سنت در باره خليفه دوم . اگر خداي نخواسته يكي از شيعيان عين همين مطالب را در باره امير المؤمنين يا يكي ديگر از ائمه عليهم السلام نقل كند ، فوراً او را متهم به غلو كرده و فتوي به كفر او مي‌دهند .

آهاي وهابي ها ! شما چه جوابي به اين مطالب داريد ؟

در رابطه با غلو در مذهب اهل سنت نيست مي توانيد به لينک زير مراجعه کنيد:

http://www.valiasr-aj.com/fa/page.php?bank=sokhan&id=105
+ نوشته شده در  پنجشنبه 15 فروردین1387ساعت 14:54  توسط عبدالمالک جمال زهی   | 

امروزه مفتی های وهابی عربستان و پاکستان در بستر نفت خفته اند و نشسته و نا آگاهانه و جاهلانه و کورکورانه فتواهای عجیب و غریب بسیار صادر می کنند . یعنی شده اند مرکز صادرات فتاوی عجیب و غریب . البته اگر من در مقام یک شخص در سازمان ملل بودم تمام اهتمام خود را در پیش می گرفتم تا این فرقه عجیب و غریب را در لیست عجایب هفت گانه ثبت کنم تا این لیست بشود عجایب هشتگانه . چرا که این فرقه واقعا سرشار از فتواهای خنده دار و عجیب و غریب هستند .
به عنوان مثال به متن زیر توجه کنید .
مفتی های عربستان و پاکستان در چند سال اخیر فتوای صادر کرده اند که بر هر مسلمان واجب است که مرقدهای مطهر شیعیان از جمله مراقد حضرت علی (ع) ، امام حسین (ع) ، زینب (ع) ، رقیه (ع) ، حضرت معصومه (ع) ، امام رضا (ع) ، حضرت ابوالفضل(ع) ، عسگریین(ع) و ... را خراب و منهدم کند و کسی که این کار را نکند مشرک و کافر است .
بنا بر همین فتوای تاکنون قبور بسیاری از امامزادگان را در مناطق مختلف عراق و عربستان و پاکستان و افغانستان تخریب نموده اند . و آخرین نمونه بارز آن که قلب 400 میلیون شیعه را بدرد آورد تخریب حرم عسگریین (ع) بود .
اما
شما ای برادر شیعه ، ای آقای سنی ، و ای وهابی جاهل و نادان و ریش دراز به من پاسخ بده آیا این تخریب ها فقط در حق شیعه باید اعمال شود . ؟؟
چگونه است توی وهابی و سنی حق داری برای امام بخاری خود ضریح و مرقد و حرم بسازی و دور آن بگردی ولی شیعه مظلوم این حق را ندارد ؟


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه 15 فروردین1387ساعت 14:35  توسط عبدالمالک جمال زهی   |