جواب مولوي مراد زهي :
خطبه نهج البلاغهاي كه ايشان قرائت فرمودند ، من خواهش ميكنم كه كساني كه در
رشته فقه و حقوق مطالعاتي دارند ، ببينند كه اين خطبه نهج البلاغه ، دليلي و
سندي ميشود . دليل و سند بايد روشن باشد كه قتل فاطمه زهرا ، سقط جنين ،
هجوم به خانه فاطمه زهرا از آن دليل ثابت بشود . اين يك خطبه است ؛ اما خطبهاي به
اين صراحت ، خطبه 219 كه ميفرمايد :
وَ دَاوَى الْعَمَدَ وَ أَقَامَ السُّنَّةَ وَ خَلَّفَ الْفِتْنَةَ ذَهَبَ
نَقِيَّ الثَّوْبِ قَلِيلَ الْعَيْبِ
اين جا نفي ميكند اين خطبه ، اين چيزي را كه جناب قزويني به آن استناد ميكنند
. خطبه كاملا روشن است . خطبه بعدي هم :
وَ وَلِيَهُمْ وَالٍ فَأَقَامَ وَ اسْتَقَامَ حَتَّى ضَرَبَ الدِّينُ
بِجِرَانِه .
كه تمام شارحين ؛ از جمله ابن أبي الحديد ، محمد عبده و ديگران از والي ، تحت
اين خطبه نوشتهاند كه مراد خليفه دوم است . و اين جاي تأسف است كه ايشان از
روزنامه نگاري مثل هيكل ميآيند كه ايشان صحبتي كرده باشند براي اثبات همچنين امر
مهمي و افتراء مهمي كه در چهارده قرن پيش صورت گرفته باشد . بعد از چهارده
قرن آقاي هيكل و يا كسان ديگر ، اديباني بيايند ، رمان نويساني ، داستان نويساني
بيايند ، اينها سنديت ندارند . من عرض كردم براي ما خطبههاي نهج البلاغه سند است
، قرآن سند است . وانگهي من از جناب قزويني سؤال ميكنم كه كتاب ناسخ التواريخ مال
ميرزا تقي خان كه معاصرما است و در كتاب اعيان الشيعة ميگويد كه لم يعمل مثله ،
ميگويد :
ان ناساً من
رؤساء الكوفة و أشرافهم الذين بايعوا زيداً حضروا يوماً عنده ، و قالوا له : رحمك
الله ، ماذا تقول فى حق أبى بكر و عمر ؟
آمدند از اشراف كوفه سؤال كردند كه جناب زيد ، ما تقول في حق ابوبكر و عمر
؛ در باره ابوبكر و عمر شما چه ميفرماييد ؟ توجه داشته باشند شنوندگان و
محققان منصفين كه امام زيد در پاسخ به اين چه فرمود :
قال : ما
أقول فيهما إلا خيراً كما أسمع فيهما من أهل بيتي إلا خيرا ، من تمام اهل بيتم در
باره اينها جز خير نميگويند . ما ظلمانا و لا أحد غيرنا ؛ به كسي ديگري نيز ظلم
نكردند و عملا بكتاب الله و سنة رسوله ؛ به كتاب الله وسنت رسول عمل كردند .
اين هم يكي
از پژوهشگران بزرگ قرون گذشته است ، كتاب ناسخ التواريخ ، ج2 ، تحت عنوان احوال
امام زين العابدين .
تمام ائمه
اهل بيت منقبت و بزرگواري و عدالت و محبت اهل بيت وخليفه اول و دوم را اعتراف
دارند و در كتابهاي مستند آمده .
و باز در
همين خطبه نهج البلاغه ، حضرت علي عليه السلام به عنوان مشاور عالي خليفه دوم قرار
ميگيرد و در تمام كتابهاي تاريخ است كه حدود چهارده بار خليفه دوم سفر خارج از
مدينه داشته و در آن چهارد بار ، دوازده بار جانشينش حضرت علي بود .
شنوندگان
عزيز قضاوت بكنيد . اين قدر محبت و صفا و صميميت بين خليفه اول و او وجود داشت كه
دوازه بار او را جانشين خودش تعيين ميكند . اگر عداوت بود ، بغض بود ، هيچ كسي
همچين كاري انجام نميداد .
سؤال مولوي مراد زهي :
من به جاي طرح سؤال در رابطه با روايت طبري يك توضيحي ديگر عرض كنم كه نخستين
رواي تاريخ طبري ابن حميد است . ابن حميد هم از ديدگاه محدثين متهم به دروغ پردازي
است .
آخرين رواي هم روايت منقطع است . راوي اول كه أبي عبد الله الرازي كه
متوفاي148 هجري است . كه ابن خراش در باره او ميگويد :
حدثنا حميد وكان والله يكذب .
ابن حميد برايم حديث كرد ؛ ولي به خدا قسم كه او دروغ ميگفت .
؟؟؟ در باره او ميگويد : ما رأيت ؟؟؟ بالكذب من إبن حميد و ابن ؟؟؟
من دروغگوتر از ابن حميد و ابن ؟؟؟ نديدم .
همچنين علامه ذهبي در باره او ميگويد : وهي مع امامته منكر الحديث ، صاحب
عجائب است .
آخرين راوي زياد بن كليب ، ابومعشر كوفي است ...
پاسخ استاد حسيني قزويني :
من از همين سؤال ايشان شروع ميكنم كه ايشان نسبت به محمد بن حميد اشكال كردند
. جناب مراد زهي ! جناب آقاي مزي در تهذيب الكمال ، ج5 ، ص100 از يحيي بن معين ، و
از ابو زرعه و از احمد بن حنبل ، توثيق ايشان را نقل ميكند . وقتي شخصيتي
مثل احمد بن حنبل ، يحيي بن معين و ابوزرعه كه از استوانههاي علمي اهل سنت است ،
وقتي نسبت به يك فردي بگويند كه اين فرد ثقه است ، حرف ديگران را ما به هيچ وجه
نميتوانيم قبول كنيم .
ايشان گفتند كه منكر الحديث است . اين را ما بارها گفتهايم و در شبكه
المستقله هم بيان كرديم . ابن حجر عسقلاني ميگويد :
لو كان كل من روي شيئا منكراٌ استحق أن يذكر في الضعفاء ، لما سلم من المحدثين
احد .
اگر بنا باشد هر كس منكر الحديث بود ، او را ما ضعيف بدانيم ، از محدثين يك
نفر هم سالم نميماند . لسان الميزان ، ج2 ، ص308 .
آقاي ذهبي ميگويد :
ما كل من روي المناكير يعضف .
آن كسي كه منكر رانقل ميكند ، او مورد تضعيف نيست .
ميزان الإعتدال ، ج1 ، ص118 .
پس بنابراين روايت ازنظر سند كاملا ثابت است . واگر چنانچه جناب آقاي مراد زهي
دقت كنند ، در همين صحيح بخاري كه حضرات هر سال براي ايشان ختم صحيح بخاري ميگيرند
، راويان متعددي در صحيح بخاري آمده ، در باره آنها گفتهاند كه منكر الحديث.
محمد بن عبدالرحمن طوافي ، آقاي ابن حجر ميگويد قال ابوزرعه، منكر الحديث .
مقدمه فتح الباري ، ص140 .
مفضل بن فضاله ، ابن سعد گفته منكر الحديث ، از روات صحيح بخاري است .
مقدمه فتح الباري ، ص445 .
داود بن حصين مدني ، از رجال صحيح بخاري است ، در بارهاش گفتهاند منكر
الحديث .
اگر بنا براين باشد ، بايد يك انبوهي از احادث صحيح بخاري را جناب آقاي مراد
زهي از صحيح بخاري حذف بفرمايند .
در رابطه با قضيه آقاي محمد حسنين هيكل كه ايشان فرمود يك روزنامه نگار است ،
جناب آقاي مراد زهي ! ايشان كسي است كه دو مرتبه وزارت معارف مصر را قبول كرده ؛
يعني دو دوره وزير معارف مصر بوده . و همچنين مجلس شيوخ مصر را يك دوره ايشان
رياستش را داشته . يك روزنامه نگار نيست .
و اضافه ، غير از ايشان ، عمررضا كحاله از نويسندگان برجسته اهل سنت است ،
ايشان در اعلام النساء ، ج4 ، ص114 قضيه هجوم به خانه حضرت زهرا را مطرح ميكند .
و همچنين جناب آقاي عبد الفتاح عبد المقصود كه از دانشمندان مشهور مصري و عضو
هيأت تحريريه مجله الحديث است و مدتي رئيس دفتر معاون رئيس جمهور مصر حسن ابراهيم
بوده . رئيس دفتر نخست وزير مصر بوده .
و اضافه در رابطه با آن خطبهاي كه از نهج البلاغه ، مطرح كرديد كه مراد جناب
عمر بن الخطاب است ، كافي است كه جناب آقاي صبحي صالح از شخصيت برجسته اهل سنت ميفرمايد
كه مراد آقا امير المؤمين از اين خطبه ، عمر بن خطاب نيست ؛ بلكه يكي از اصحاب است
. واضافه رواياتي كه در نهج البلاغه ، در مذمت خليفه دوم است ، اصلاً همه قضايا را
روشن كرده .
سؤال استاد قزويني :
با اين كه جناب مراد زهي قضيه تهديد را پذيرفتند ، اين سؤال مطرح است ، جناب
خليفه اول و دوم براي وادار كردن اينها به بيعت به خانه آنها هجوم بردند و آنها
را خواستند وادار به بيعيت كنند ؛ ولو اين كه فرمايش جناب مراد زهي را قبول كنيم
كه آمدند و بيعت كردند ، چرا خليفه دوم براي سعد بن عباده كه تا آخر عمر بيعت نكرد
، به خانه ايشان هجوم نبردند ؟ تهذيب الكمال ، ج10 ، ص18 .
و همچنين آقاي ابان بن سعيد بن عاص جزء كساني است كه از بيعت تخلف كردند ، چرا
به خانه او هجوم نبردند ؟ اسد الغابه ، ج1 ، ص37
آقاي ابي بن كعب از بيعت كردن تخلف كردند ، تاريخ يعقوبي ، ج2 ، ص124 .
خالد بن سعيد بن عاص ، زبير بن عوام ، سلمان فارسي ، عباس بن عبد المطلب ،
عتبة بن ابولهب ، عمار ياسر همه از بيعت خودداري كردند ، چرا خليفه دوم دو گانه
برخورد كردند ؟
جواب مولوي مرادزهي:
همان پاسخ قبلي من كامل نشد ، من از شنوندگان گرامي تقاضا ميكنم كه منصفانه و
به وجدانتان قسم ميدهم ، وجداناً قضاوت كنيد ، در كنار متصل به مسجد النبي ،
خليفه دوم هجوم آورده ، خانه فاطمه زهرا به آتش كشيده شده ، اتهامي كه بعد از
چهارده قرن مطرح ميشود ، محسن عزيز سقط شده ، فاطمه زهرا مورد اهانت قرار گرفته ،
120 هزار صحابه ، كم و يا زياد كه در آخرين حج در ركاب پيامبر بودند ، كجا رفتند
؟ مسلمانان مدينه كه شبانه روز پنج بار در مسجد النبي نماز ميخواندند ، كجا هستند
كه اين قضيهاي كه در حد تواتر بايد ثابت ميشد ، روايتي از آنها نيست ، ائمه از
اين گلايه و شكايتي نمي كنند .
ببينيد جناب قزويني ، شنوندگان محترم ، ما ميخواهيم دادگاهي تشكيل بشود ، ميخواهيم
قصاص بگيريم از خليفه دوم از نظر اصول و از نظر حقوقي . خليفه دوم قصاص بايد بشود
. براي اثبات قصاص آيا كافي است كه جناب آقاي هيكل و يا نويسندگاني كه بعد از 12
قرن و يا 13 قرن آمده ، حالا وزير هم باشد ، رئيس جمهور هم باشد ، رهبر كل جهان
باشد ، شاهد قضيه براي قصاص لازم است ، آن افرادي كه در خانه بودند ، چرا آنها
شهادت نميدهند ؟ چرا خود فاطمه زهرا از اين موضوع بحثي به ميان نميآورد ، شاكي
نميشود ، بني هاشم كجا بودند ، علي شير خدا ، اسد الله كه در مقابل عمرو بن عبدود
كه در برابر هزار نفر مبارزه ميكرد ، شمشير كشيد و او را به خاك و خون كشيد ،
عليي كه ما ميشناسيم با آن جرأت و غيرتي كه ما از او سراغ داريم و آن عمري كه
عدالتي كه ما از او سراغ داريم ، كجا بود ، علي كجا بود ، بني هاشم كجا بودند ،
مسلمانان مدينه كجا بودند ، و در نتيجه آيا اين زير سؤال بردن تربيت پيامبر اكرم
صلي الله عليه وسلم را نميرساند كه پيامبري كه بيست و سه سال زحمت كشيد ، پيامبر
آخر الزمان ياراني را بايد تربيت كنند كه تا قيامت حافظ دين باشند و دين را به
ديگران برسانند ، 23 سال زحمت كشيد ، به محضي كه چشم از دنيا فرو بست ، حاصل زحمتش
اين بود كه نزديكترين يارانش هجوم بياورند به خانه دخترش به خانه دامادش ، به جان
هم بيفتند . پس كجا رفت اسلام ، پس كجا رفتند صحابه ، كجا رفت تربيت پيامبر ، آيا
يك مسيحي ، يك يهودي وقتي اين صحبتها و اين اتهامات ما را بشنود ، بعد از چهارده
قرن ، آيا اين سؤال برايش پيش نميآيد كه پيامبري كه نتوانست ده نفر را درست و
حسابي صد هزار صحابه ، اين گونه تربيت بكند . آن از مهاجمين شان ، بقيه كجا بودند
، صد هزار ، صد بيست هزار صد و نوزده هزار ديگه كجا بودند ،كه دفاع نكردند ، پس
معلوم است كه اين دين پيامبر ، اين آئين پيامبر هم مثل همين قضيه ميشود .
بنابراين ، قضيه مستقيماً تربيت پيامبر را نسبت به صحابه زير سؤال ميبرد .
ما ميخواهيم مجددا از جناب قزويني سؤال دارم كه ما ميخواهيم قصاصي را ثابت بكنيم
، كجا هستند شاهدان اين قضيه ؟ آن هم قضيهاي كه در مسجد النبي اتفاق افتاده ،
منزل فاطمه زهرا متصل به مسجد النبي بود .
وانگهي عمر رضا كحاله ، من خواهش ميكنم كه اگر فرصت باشد ، عبارت كاملش را
ايشان بياورند ، و اين جا مطلبشان را بخوانند كه از مطلب ايشان چه ثابت ميشود .
عبد الفتاح عبد المقصود يك نويسنده كه كتابي را تحت عنوان ادبيات امروزي نوشته
و هزاران مسأله را آن جا مطرح ميكنند . ايشان شاهد قضيه نبودند كه بخواهند بر
عليه خليفه دوم بر عليه متهم بيايند گواهي بدهند . گواهان محكم قوي و متقن و محكمه
پسند ميخواهيم .
بنابراين در رابطه با خطبههاي نهج البلاغه ، اين طوري كه جناب قزويني مطرح
فرمودند ، يك سري خطبههاي مذمتي هم داريم ، بلي اگر ما معتقديم كه خطبههاي كه در
نهج البلاغه مذمت ميكنند ، اينها منتسب به حضرت علي هستند ؛ چون با ادبيات حضرت
علي منطبق است . اذا تعارضا تساقطا . پس هر دو ساقط ميشوند ما برگرديم به
قرآن كه قرآن :
وَ السَّابِقُونَ الْأَوَّلُونَ مِنَ الْمُهاجِرينَ وَ الْأَنْصارِ وَ
الَّذينَ اتَّبَعُوهُمْ بِإِحْسانٍ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُمْ وَ رَضُوا عَنْهُ .
مهاجرين اولين چه كساني بودند ، خليفه اول و دوم و سوم و چهارم رضي الله عنهم
بودند . خداوند در قرآن از اينها اعلام رضايت كردند رضي الله عنهم و رضوا عنه .
مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللَّهِ وَ الَّذينَ مَعَهُ أَشِدَّاءُ عَلَى الْكُفَّارِ
رُحَماءُ بَيْنَهُم .
سه دقيقه نهائي مولوي مراد زهي :
شعاري كه در تمام درو ديوارهاي كشور ما و مناطق برادران شيعه است ، لا فتي
الا علي لا سيف الا ذوالفقار . عليي كه شاهد است كه نسبت به همسرش اين گونه برخورد
ميشود ، ذوالفقار علي كجاست ؟ آيا دفاع از ناموس ، آيا دفاع از خانه ، آيا دفاع
در مقابل مهاجم واجب نيست ؟ بنابراين من نظر خوانندگان و شنوندگان و مطالعه
كنندگان متوجه ميكنم به نامه اي كه حضرت علي رضي الله عنه خطاب به معاويه
نوشته . به اين نامه توجه بفرماييد :
و أنصحهم لله و لرسوله الخليفة الصديق و خليفة الخليفة
الفاروق ،
و لعمري أن مكانهما فى الإسلام شديد يرحمهما الله و جزاهم الله بأحسن ما عملا .
شرح ابن ميثم
، ص488 .
كه حضرت علي
مي فرمايد :
ناصح ترين
انسانها براي خلق خدا و رسول خدا خليفه صديق و خليفه فاروق هستند . آنها جايگاه
والايي در اسلام دارند . و با وفات آنها و شهادت آنها زخم شديدي در اسلام پيش
آمد خداوند به آنها جزا و پاداش خير عنايت فرمايد .
و همچنين آن
چيزي كه ايشان فرمودند : ؟؟؟ كه شرح نهج البلاغه صبحي صالح است و ابن أبي الحديد
هست . ابن أبي الحديد ميگويد :
وهذا الوالي
عمر بن الخطاب و هذا الكلام من خطبته خطبها في ايام خلافته طويلة يذكر فيها قربه
من النبي صلي الله عليه وسلم .
پس بنابراين
آن چيزي كه الآن مطرح است با واقعيتهاي تاريخي كاملاً در تضاد است با نصوص
قرآن كاملاً در تضاد است ، با برخوردي كه خليفه چهارم با خليفه اول و دوم داشته
. اين كتاب شافي مال علامه علم الهدي ، ج2 ، ص428 حضرت شهادت ميدهد :
إن خير هذه
الأمة بعد نبيها ابوبكر و عمر
بهترين امت
بعد از پيامبر ابوبكر و عمر هستند به بهترين و خيريت آنها شهادت ميدهد .
و همچنين در
ادامه اش ميفرمايد :
انهما الإمام
الهدي و شيخ الإسلام والمقتدي بهما بعد رسول الله صلي الله وسلم ...
من از جناب
قزويني و از همه شنوندگان عزيزي كه با حوصله به گفتهها و عرائض من به گفتههاي من
كه به عنوان گفتمان دوستانه مطرح بود گوش دادند و خودشان بروند و تحقيق كنند و
بررسي كنند و مطالعه كنند .
سه دقيقه نهايي استاد حسيني قزويني :
در رابطه با
اين كه ايشان فرمودند اين صد و بيست هزار نفر صحابه كجا رفتند ؟ آيا تربيت پيامبر
زير سؤال نميرود ؟ ما از بينندگان عزيز تقاضا ميكنيم اين را از ما سؤال نكنند ،
از آقايان اهل سنت سؤال كنند كه در صحيح بخاري ج7 ، ص207 ، ح 6507 در روايتي
پيامبر اكرم ميفرمايد : تمام صحابه من بعد از من مرتد ميشوند
انه ارتدوا
بعدك علي ادبارهم القهقري .
و اينها
وارد آتش جهنم ميشوند .
فلا اراه
يخلص منهم الا مثل همل النعم .
جز تعداد
اندكي از صحابه من از آتش جهنم خلاص نميشوند . اگر ما دنبال اين صد و بيست
هزار نفر هستيم اين را خود صحيح بخاري آورده است .
مراد زهي :
عبارت صحيح بخاري را قرائت بفرماييد .
استاد قزويني
: چشم . عبارت اين است :
حَتَّى إِذَا عَرَفْتُهُمْ خَرَجَ رَجُلٌ مِنْ بَيْنِى وَبَيْنِهِمْ
فَقَالَ هَلُمَّ . فَقُلْتُ أَيْنَ قَالَ إِلَى النَّارِ وَاللَّهِ . قُلْتُ وَمَا
شَأْنُهُمْ قَالَ إِنَّهُمُ ارْتَدُّوا بَعْدَكَ عَلَى أَدْبَارِهِمُ الْقَهْقَرَى
. ثُمَّ إِذَا زُمْرَةٌ حَتَّى إِذَا عَرَفْتُهُمْ خَرَجَ رَجُلٌ مِنْ بَيْنِى
وَبَيْنِهِمْ فَقَالَ هَلُمَّ . قُلْتُ أَيْنَ قَالَ إِلَى النَّارِ وَاللَّهِ .
قُلْتُ مَا شَأْنُهُمْ قَالَ إِنَّهُمُ ارْتَدُّوا بَعْدَكَ عَلَى أَدْبَارِهِمُ
الْقَهْقَرَى . فَلاَ أُرَاهُ يَخْلُصُ مِنْهُمْ إِلاَّ مِثْلُ هَمَلِ النَّعَمِ
.
و همچنين از روايت خود عائشه ام المؤمنين صراحت دارد كه :
لما قبض رسول الله صلي الله عليه وسلم ، ارتدت العرب قاطبة ؛ همه عرب ؛ يعني
همه مسلمانها مرتد شدند .
اگر در بعضي از روايتهاي ما هست كه ارتد الناس الا ثلاثة او اربعة ، در
روايت ام المؤمنين اين استثنا هم نيست . اين روايت را جناب ابن كثير دمشقي در كتاب
البداية والنهايه ، ج6 ، ص33 نقل ميكند .
اما در رابطه با اين كه ايشان ميفرمايد كه اين قضيه شهادت حضرت زهرا سلام
الله عليها هيچ گونه سندي ندارد ، ما قبلاً هم آوردهايم از جويني كه استاد ذهبي
است و ذهبي در حق او تعبيرات خيلي سنگيني دارد و از او تعبير به امام و پيشوا ميكند
ايشان نقل ميكند از نبي مكرم صلي الله عليه وآله وسلم ، وقتي چشمش به فاطمه افتاد
فرمودند من مي بينيم روزي را كه :
وَ انْتُهِكَتْ
حُرْمَتُهَا ؛ حرمت او شكسته ميشود ، وَ غُصِبَتْ حَقَّهَا ؛ حق او
غصب ميشود ،وَ مُنِعَتْ إِرْثَهَا ؛ ارث او گرفته ميشود ،وَ كُسِرَ جَنْبُهَا ؛
پهلويش شكسته ميشود ، وَ أَسْقَطَتْ جَنِينَهَا ؛ جنين او محسن را سقط ميكنند
. وَ هِيَ تُنَادِي يَا مُحَمَّدَاهْ فَلَا تُجَابُ وَ تَسْتَغِيثُ فَلَا
تُغَاثُ ... .
علاقه مندان جهت مشاهده فيلم و صوت مناظره مي توانند از
لينک ذيل استفاده کنند.
Download Video 245 MB (مناظره)
Download Video 98 MB (نظرات بينندگان)
Download
Audio 8 MB (مناظره)
http://www.fileden.com/files/2008/8/6/2037460/monazere_qazwini-moradzehi_nazarat_070808_AUDIO.wma
