تبليغاتX
وهابیت در خدمت استعمارگران - متن كامل به همراه صوت مناظره دكتر قزويني و مولوي مرادزهي 3

وهابیت در خدمت استعمارگران

وهابیت زاده استعمار است و در خدمت آنها و غلام حلقه به گوش آنهاست .


 

 

جواب مولوي مراد زهي :

 

خطبه نهج البلاغه‌اي كه ايشان قرائت فرمودند ، من خواهش مي‌كنم كه كساني كه در رشته فقه و حقوق مطالعاتي دارند ، ببينند كه اين خطبه نهج البلاغه ، دليلي و سندي ميشود . دليل و سند بايد روشن باشد كه قتل فاطمه زهرا ، سقط جنين ،‌ هجوم به خانه فاطمه زهرا از آن دليل ثابت بشود . اين يك خطبه است ؛ اما خطبه‌اي به اين صراحت ، خطبه 219 كه ميفرمايد :

 

وَ دَاوَى الْعَمَدَ وَ أَقَامَ السُّنَّةَ وَ خَلَّفَ الْفِتْنَةَ ذَهَبَ نَقِيَّ الثَّوْبِ قَلِيلَ الْعَيْبِ

 

اين جا نفي مي‌كند اين خطبه ، اين چيزي را كه جناب قزويني به آن استناد مي‌كنند . خطبه كاملا روشن است . خطبه بعدي هم :

 

وَ وَلِيَهُمْ وَالٍ فَأَقَامَ وَ اسْتَقَامَ حَتَّى ضَرَبَ الدِّينُ بِجِرَانِه .

 

كه تمام شارحين ؛ از جمله ابن أبي الحديد ، محمد عبده و ديگران از والي ، تحت اين خطبه نوشته‌اند كه مراد خليفه دوم است . و اين جاي تأسف است كه ايشان از روزنامه نگاري مثل هيكل مي‌آيند كه ايشان صحبتي كرده باشند براي اثبات همچنين امر مهمي و افتراء مهمي كه در چهارده قرن پيش صورت گرفته باشد . بعد از چهارده قرن آقاي هيكل و يا كسان ديگر ، اديباني بيايند ، رمان نويساني ،‌ داستان نويساني بيايند ، اين‌ها سنديت ندارند . من عرض كردم براي ما خطبه‌هاي نهج البلاغه سند است ، قرآن سند است . وانگهي من از جناب قزويني سؤال مي‌كنم كه كتاب ناسخ التواريخ مال ميرزا تقي خان كه معاصرما است و در كتاب اعيان الشيعة مي‌گويد كه لم يعمل مثله ، مي‌گويد :

 

ان ناساً من رؤساء الكوفة و أشرافهم الذين بايعوا زيداً حضروا يوماً عنده ، و قالوا له : رحمك الله ، ماذا تقول فى حق أبى بكر و عمر ؟

 

آمدند از اشراف كوفه سؤال كردند كه جناب زيد ، ما تقول في حق ابوبكر و عمر ؛ در باره ابوبكر و عمر شما چه مي‌فرماييد ؟ توجه داشته باشند شنوندگان و محققان منصفين كه امام زيد در پاسخ به اين چه فرمود :

 

قال : ما أقول فيهما إلا خيراً كما أسمع فيهما من أهل بيتي إلا خيرا ، من تمام اهل بيتم در باره اين‌ها جز خير نمي‌گويند . ما ظلمانا و لا أحد غيرنا ؛ به كسي ديگري نيز ظلم نكردند و عملا بكتاب الله و سنة رسوله ؛ به كتاب الله وسنت رسول عمل كردند .

 

اين هم يكي از پژوهشگران بزرگ قرون گذشته است‌ ، كتاب ناسخ التواريخ ، ج2 ، تحت عنوان احوال امام زين العابدين .

 

تمام ائمه اهل بيت منقبت و بزرگواري و عدالت و محبت اهل بيت وخليفه اول و دوم را اعتراف دارند و در كتاب‌هاي مستند آمده .

 

و باز در همين خطبه نهج البلاغه ، حضرت علي عليه السلام به عنوان مشاور عالي خليفه دوم قرار مي‌گيرد و در تمام كتاب‌هاي تاريخ است كه حدود چهارده بار خليفه دوم سفر خارج از مدينه داشته و در آن چهارد بار ، دوازده بار جانشينش حضرت علي بود .

 

شنوندگان عزيز قضاوت بكنيد . اين قدر محبت و صفا و صميميت بين خليفه اول و او وجود داشت كه دوازه بار او را جانشين خودش تعيين مي‌كند . اگر عداوت بود ، بغض بود‌ ، هيچ كسي همچين كاري انجام نمي‌داد .

 

سؤال مولوي مراد زهي :

 

من به جاي طرح سؤال در رابطه با روايت طبري يك توضيحي ديگر عرض كنم كه نخستين رواي تاريخ طبري ابن حميد است . ابن حميد هم از ديدگاه محدثين متهم به دروغ پردازي است .

 

آخرين رواي هم روايت منقطع است . راوي اول كه أبي عبد الله الرازي كه متوفاي148 هجري است . كه ابن خراش در باره او مي‌گويد :

 

حدثنا حميد وكان والله يكذب .

 

ابن حميد برايم حديث كرد ؛‌ ولي به خدا قسم كه او دروغ مي‌گفت .

 

؟؟؟ در باره او مي‌گويد : ما رأيت ؟؟؟ بالكذب من إبن حميد و ابن ؟؟؟

 

من دروغگوتر از ابن حميد و ابن ؟؟؟ نديدم .

 

همچنين علامه ذهبي در باره او مي‌گويد : وهي مع امامته منكر الحديث ، صاحب عجائب است .

 

آخرين راوي زياد بن كليب ، ابومعشر كوفي است ...

 

پاسخ استاد حسيني قزويني :

 

من از همين سؤال ايشان شروع مي‌كنم كه ايشان نسبت به محمد بن حميد اشكال كردند . جناب مراد زهي ! جناب آقاي مزي در تهذيب الكمال ، ج5 ، ص100 از يحيي بن معين ، و از ابو زرعه و از احمد بن حنبل ، توثيق ايشان را نقل مي‌كند . وقتي شخصيتي مثل احمد بن حنبل ، يحيي بن معين و ابوزرعه كه از استوانه‌هاي علمي اهل سنت است ، وقتي نسبت به يك فردي بگويند كه اين فرد ثقه است‌ ، حرف ديگران را ما به هيچ وجه نميتوانيم قبول كنيم .

 

ايشان گفتند كه منكر الحديث است . اين را ما بارها گفته‌ايم و در شبكه المستقله هم بيان كرديم . ابن حجر عسقلاني مي‌گويد :

 

لو كان كل من روي شيئا منكراٌ استحق أن يذكر في الضعفاء ، لما سلم من المحدثين احد .

 

اگر بنا باشد هر كس منكر الحديث بود ، او را ما ضعيف بدانيم ، از محدثين يك نفر هم سالم نمي‌ماند . لسان الميزان ، ج2 ، ص308 .

 

آقاي ذهبي مي‌گويد :

 

ما كل من روي المناكير يعضف .

 

آن كسي كه منكر رانقل مي‌كند ، او مورد تضعيف نيست .

 

ميزان الإعتدال ، ج1 ،‌ ص118 .

 

پس بنابراين روايت ازنظر سند كاملا ثابت است . واگر چنانچه جناب آقاي مراد زهي دقت كنند ، در همين صحيح بخاري كه حضرات هر سال براي ايشان ختم صحيح بخاري مي‌گيرند ، راويان متعددي در صحيح بخاري آمده ، در باره آن‌ها گفته‌اند كه منكر الحديث.

 

محمد بن عبدالرحمن طوافي ، آقاي ابن حجر مي‌گويد قال ابوزرعه، منكر الحديث .

 

مقدمه فتح الباري ، ص140 .

 

مفضل بن فضاله ، ابن سعد گفته منكر الحديث ، از روات صحيح بخاري است .

 

مقدمه فتح الباري ،‌ ص445 .

 

داود بن حصين مدني ، از رجال صحيح بخاري است ، در باره‌اش گفته‌اند منكر الحديث .

 

اگر بنا براين باشد ، بايد يك انبوهي از احادث صحيح بخاري را جناب آقاي مراد زهي از صحيح بخاري حذف بفرمايند .

 

در رابطه با قضيه آقاي محمد حسنين هيكل كه ايشان فرمود يك روزنامه نگار است‌ ، جناب آقاي مراد زهي ! ايشان كسي است كه دو مرتبه وزارت معارف مصر را قبول كرده ؛ يعني دو دوره وزير معارف مصر بوده . و همچنين مجلس شيوخ مصر را يك دوره ايشان رياستش را داشته . يك روزنامه نگار نيست .

 

و اضافه ، غير از ايشان ، عمررضا كحاله از نويسندگان برجسته اهل سنت است ، ايشان در اعلام النساء ، ج4 ، ص114 قضيه هجوم به خانه حضرت زهرا را مطرح مي‌كند .

 

و همچنين جناب آقاي عبد الفتاح عبد المقصود كه از دانشمندان مشهور مصري و عضو هيأت تحريريه مجله الحديث است و مدتي رئيس دفتر معاون رئيس جمهور مصر حسن ابراهيم بوده . رئيس دفتر نخست وزير مصر بوده .

 

و اضافه در رابطه با آن خطبه‌اي كه از نهج البلاغه ، مطرح كرديد كه مراد جناب عمر بن الخطاب است ، كافي است كه جناب آقاي صبحي صالح از شخصيت برجسته اهل سنت مي‌فرمايد كه مراد آقا امير المؤمين از اين خطبه ، عمر بن خطاب نيست ؛ بلكه يكي از اصحاب است . واضافه رواياتي كه در نهج البلاغه ، در مذمت خليفه دوم است ، اصلاً همه قضايا را روشن كرده .

 

سؤال استاد قزويني :

 

با اين كه جناب مراد زهي قضيه تهديد را پذيرفتند ، اين سؤال مطرح است ، جناب خليفه اول و دوم براي وادار كردن اين‌‌ها به بيعت به خانه آن‌ها هجوم بردند و آن‌ها را خواستند وادار به بيعيت كنند ؛ ولو اين كه فرمايش جناب مراد زهي را قبول كنيم كه آمدند و بيعت كردند ، چرا خليفه دوم براي سعد بن عباده كه تا آخر عمر بيعت نكرد ، به خانه ايشان هجوم نبردند ؟ تهذيب الكمال ،‌ ج10 ،‌ ص18 .

 

و همچنين آقاي ابان بن سعيد بن عاص جزء كساني است كه از بيعت تخلف كردند ، چرا به خانه او هجوم نبردند ؟ اسد الغابه ،‌ ج1 ،‌ ص37

 

آقاي ابي بن كعب از بيعت كردن تخلف كردند ،‌ تاريخ يعقوبي ،‌ ج2 ،‌ ص124 .

 

خالد بن سعيد بن عاص ، زبير بن عوام ، سلمان فارسي ، عباس بن عبد المطلب ، عتبة بن ابولهب ،‌ عمار ياسر همه از بيعت خودداري كردند ، چرا خليفه دوم دو گانه برخورد كردند ؟

 

جواب مولوي مرادزهي:

 

همان پاسخ قبلي من كامل نشد ، من از شنوندگان گرامي تقاضا مي‌كنم كه منصفانه و به وجدانتان قسم مي‌دهم ،‌ وجداناً قضاوت كنيد ، در كنار متصل به مسجد النبي ،‌ خليفه دوم هجوم آورده ، خانه فاطمه زهرا به آتش كشيده شده ، اتهامي كه بعد از چهارده قرن مطرح مي‌شود ، محسن عزيز سقط شده ، فاطمه زهرا مورد اهانت قرار گرفته ، 120 هزار صحابه ، كم و يا زياد كه در آخرين حج در ركاب پيامبر بودند ،‌ كجا رفتند ؟ مسلمانان مدينه كه شبانه روز پنج بار در مسجد النبي نماز مي‌خواندند ، كجا هستند كه اين قضيه‌اي كه در حد تواتر بايد ثابت مي‌شد ، روايتي از آن‌ها نيست ، ائمه از اين گلايه و شكايتي نمي‌ كنند .

 

ببينيد جناب قزويني ، شنوندگان محترم ، ما مي‌خواهيم دادگاهي تشكيل بشود ، مي‌خواهيم قصاص بگيريم از خليفه دوم از نظر اصول و از نظر حقوقي . خليفه دوم قصاص بايد بشود . براي اثبات قصاص آيا كافي است كه جناب آقاي هيكل و يا نويسندگاني كه بعد از 12 قرن و يا 13 قرن آمده ، حالا وزير هم باشد ، رئيس جمهور هم باشد ، رهبر كل جهان باشد ، شاهد قضيه براي قصاص لازم است ، آن افرادي كه در خانه بودند ، چرا آن‌ها شهادت نمي‌دهند ؟ چرا خود فاطمه زهرا از اين موضوع بحثي به ميان نمي‌آ‌ورد ، شاكي نمي‌شود ، بني هاشم كجا بودند ، علي شير خدا ، اسد الله كه در مقابل عمرو بن عبدود كه در برابر هزار نفر مبارزه مي‌كرد ، شمشير كشيد و او را به خاك و خون كشيد ، عليي كه ما مي‌شناسيم با آن جرأت و غيرتي كه ما از او سراغ داريم و آن عمري كه عدالتي كه ما از او سراغ داريم ، كجا بود ،‌ علي كجا بود ، بني هاشم كجا بودند ، مسلمانان مدينه كجا بودند ، و در نتيجه آيا اين زير سؤال بردن تربيت پيامبر اكرم صلي الله عليه وسلم را نمي‌رساند كه پيامبري كه بيست و سه سال زحمت كشيد ، پيامبر آخر الزمان ياراني را بايد تربيت كنند كه تا قيامت حافظ دين باشند و دين را به ديگران برسانند ، 23 سال زحمت كشيد ، به محضي كه چشم از دنيا فرو بست ، حاصل زحمتش اين بود كه نزديكترين يارانش هجوم بياورند به خانه دخترش به خانه دامادش ، به جان هم بيفتند . پس كجا رفت اسلام ، پس كجا رفتند صحابه ، كجا رفت تربيت پيامبر ، آيا يك مسيحي ،‌ يك يهودي وقتي اين صحبت‌ها و اين اتهامات ما را بشنود ، بعد از چهارده قرن ، آيا اين سؤال برايش پيش نمي‌آيد كه پيامبري كه نتوانست ده نفر را درست و حسابي صد هزار صحابه ،‌ اين گونه تربيت بكند . آن از مهاجمين شان ، بقيه كجا بودند ، صد هزار ، صد بيست هزار صد و نوزده هزار ديگه كجا بودند ،كه دفاع نكردند ، پس معلوم است كه اين دين پيامبر ،‌ اين آئين پيامبر هم مثل همين قضيه مي‌شود .

 

بنابراين ، قضيه مستقيماً‌ تربيت پيامبر را نسبت به صحابه زير سؤال مي‌برد . ما مي‌خواهيم مجددا از جناب قزويني سؤال دارم كه ما مي‌خواهيم قصاصي را ثابت بكنيم ، كجا هستند شاهدان اين قضيه ؟ آن هم قضيه‌اي كه در مسجد النبي اتفاق افتاده ، منزل فاطمه زهرا متصل به مسجد النبي بود .

 

وانگهي عمر رضا كحاله ، من خواهش مي‌كنم كه اگر فرصت باشد ، عبارت كاملش را ايشان بياورند ، و اين جا مطلبشان را بخوانند كه از مطلب ايشان چه ثابت مي‌شود .

 

عبد الفتاح عبد المقصود يك نويسنده كه كتابي را تحت عنوان ادبيات امروزي نوشته و هزاران مسأله را آن جا مطرح مي‌كنند . ايشان شاهد قضيه نبودند كه بخواهند بر عليه خليفه دوم بر عليه متهم بيايند گواهي بدهند . گواهان محكم قوي و متقن و محكمه پسند مي‌خواهيم .

 

بنابراين در رابطه با خطبه‌هاي نهج البلاغه ، اين طوري كه جناب قزويني مطرح فرمودند ، يك سري خطبه‌هاي مذمتي هم داريم ، بلي اگر ما معتقديم كه خطبه‌هاي كه در نهج البلاغه مذمت مي‌كنند ،‌ اين‌ها منتسب به حضرت علي هستند ؛ چون با ادبيات حضرت علي منطبق است . اذا تعارضا تساقطا . پس هر دو ساقط مي‌شوند ما برگرديم به قرآن كه قرآن :

 

وَ السَّابِقُونَ الْأَوَّلُونَ مِنَ الْمُهاجِرينَ وَ الْأَنْصارِ وَ الَّذينَ اتَّبَعُوهُمْ بِإِحْسانٍ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُمْ وَ رَضُوا عَنْهُ .

 

مهاجرين اولين چه كساني بودند ، خليفه اول و دوم و سوم و چهارم رضي الله عنهم بودند . خداوند در قرآن از اين‌ها اعلام رضايت كردند رضي الله عنهم و رضوا عنه .

 

مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللَّهِ وَ الَّذينَ مَعَهُ أَشِدَّاءُ عَلَى الْكُفَّارِ رُحَماءُ بَيْنَهُم‏ .

 

سه دقيقه نهائي مولوي مراد زهي :

 

شعاري كه در تمام درو ديوار‌هاي كشور ما و مناطق برادران شيعه است‌ ، لا فتي الا علي لا سيف الا ذوالفقار . عليي كه شاهد است كه نسبت به همسرش اين گونه برخورد مي‌شود ، ذوالفقار علي كجاست ؟ آيا دفاع از ناموس ، آيا دفاع از خانه ، آيا دفاع در مقابل مهاجم واجب نيست ؟ بنابراين من نظر خوانندگان و شنوندگان و مطالعه كنندگان متوجه مي‌كنم به نامه اي كه حضرت علي رضي الله عنه خطاب به معاويه نوشته . به اين نامه توجه بفرماييد :

 

و أنصحهم لله و لرسوله الخليفة الصديق و خليفة الخليفة الفاروق ، و لعمري أن مكانهما فى الإسلام شديد يرحمهما الله و جزاهم الله بأحسن ما عملا .

 

شرح ابن ميثم ، ص488 .

 

كه حضرت علي مي فرمايد :

 

ناصح ترين انسان‌ها براي خلق خدا و رسول خدا خليفه صديق و خليفه فاروق هستند . آن‌ها جايگاه والايي در اسلام دارند . و با وفات آن‌ها و شهادت آن‌ها زخم شديدي در اسلام پيش آمد خداوند به آن‌ها جزا و پاداش خير عنايت فرمايد .

 

و همچنين آن چيزي كه ايشان فرمودند : ؟؟؟ كه شرح نهج البلاغه صبحي صالح است و ابن أبي الحديد هست . ابن أبي الحديد مي‌گويد :

 

وهذا الوالي عمر بن الخطاب و هذا الكلام من خطبته خطبها في ايام خلافته طويلة يذكر فيها قربه من النبي صلي الله عليه وسلم .

 

پس بنابراين آن چيزي كه الآن مطرح است با واقعيت‌هاي تاريخي كاملاً‌ در تضاد است با نصوص قرآن كاملاً‌ در تضاد است‌ ، با برخوردي كه خليفه چهارم با خليفه اول و دوم داشته . اين كتاب شافي مال علامه علم الهدي ، ج2 ،‌ ص428 حضرت شهادت مي‌دهد :

 

إن خير هذه الأمة بعد نبيها ابوبكر و عمر

 

بهترين امت بعد از پيامبر ابوبكر و عمر هستند به بهترين و خيريت آن‌‌ها شهادت مي‌دهد .

 

و همچنين در ادامه اش مي‌فرمايد :

 

انهما الإمام الهدي و شيخ الإسلام والمقتدي بهما بعد رسول الله صلي الله وسلم ...

 

من از جناب قزويني و از همه شنوندگان عزيزي كه با حوصله به گفته‌ها و عرائض من به گفته‌هاي من كه به عنوان گفتمان دوستانه مطرح بود گوش دادند و خودشان بروند و تحقيق كنند و بررسي كنند و مطالعه كنند .

 

سه دقيقه نهايي استاد حسيني قزويني :

 

در رابطه با اين كه ايشان فرمودند اين صد و بيست هزار نفر صحابه كجا رفتند ؟ آ‌يا تربيت پيامبر زير سؤال نمي‌رود ؟ ما از بينندگان عزيز تقاضا مي‌كنيم اين را از ما سؤال نكنند ، از آقايان اهل سنت سؤال كنند كه در صحيح بخاري ج7 ، ص207 ، ح 6507 در روايتي پيامبر اكرم مي‌فرمايد : تمام صحابه من بعد از من مرتد مي‌شوند

 

انه ارتدوا بعدك علي ادبارهم القهقري .

 

و اين‌ها وارد آتش جهنم مي‌شوند .

 

فلا اراه يخلص منهم الا مثل همل النعم .

 

جز تعداد اندكي از صحابه من از آتش جهنم خلاص نمي‌شوند . اگر ما دنبال اين صد و بيست هزار نفر هستيم اين را خود صحيح بخاري آورده است .

 

مراد زهي : عبارت صحيح بخاري را قرائت بفرماييد .

 

استاد قزويني : چشم . عبارت اين است :

 

حَتَّى إِذَا عَرَفْتُهُمْ خَرَجَ رَجُلٌ مِنْ بَيْنِى وَبَيْنِهِمْ فَقَالَ هَلُمَّ . فَقُلْتُ أَيْنَ قَالَ إِلَى النَّارِ وَاللَّهِ . قُلْتُ وَمَا شَأْنُهُمْ قَالَ إِنَّهُمُ ارْتَدُّوا بَعْدَكَ عَلَى أَدْبَارِهِمُ الْقَهْقَرَى . ثُمَّ إِذَا زُمْرَةٌ حَتَّى إِذَا عَرَفْتُهُمْ خَرَجَ رَجُلٌ مِنْ بَيْنِى وَبَيْنِهِمْ فَقَالَ هَلُمَّ . قُلْتُ أَيْنَ قَالَ إِلَى النَّارِ وَاللَّهِ . قُلْتُ مَا شَأْنُهُمْ قَالَ إِنَّهُمُ ارْتَدُّوا بَعْدَكَ عَلَى أَدْبَارِهِمُ الْقَهْقَرَى . فَلاَ أُرَاهُ يَخْلُصُ مِنْهُمْ إِلاَّ مِثْلُ هَمَلِ النَّعَمِ .

 

و همچنين از روايت خود عائشه ام المؤمنين صراحت دارد كه :

 

لما قبض رسول الله صلي الله عليه وسلم ، ارتدت العرب قاطبة ؛ همه عرب ؛ يعني همه مسلمان‌ها مرتد شدند .

 

اگر در بعضي از روايت‌هاي ما هست كه ارتد الناس الا ثلاثة او اربعة‌ ، در روايت ام المؤمنين اين استثنا هم نيست . اين روايت را جناب ابن كثير دمشقي در كتاب البداية والنهايه ، ج6 ،‌ ص33 نقل مي‌كند .

 

اما در رابطه با اين كه ايشان مي‌فرمايد كه اين قضيه شهادت حضرت زهرا سلام الله عليها هيچ گونه سندي ندارد ، ما قبلاً‌ هم آورده‌ايم از جويني كه استاد ذهبي است و ذهبي در حق او تعبيرات خيلي سنگيني دارد و از او تعبير به امام و پيشوا مي‌كند ايشان نقل مي‌كند از نبي مكرم صلي الله عليه وآله وسلم ، وقتي چشمش به فاطمه افتاد فرمودند من مي بينيم روزي را كه :

 

وَ انْتُهِكَتْ حُرْمَتُهَا ؛ حرمت او شكسته مي‌شود ، وَ غُصِبَتْ حَقَّهَا ؛ حق او غصب مي‌شود ،وَ مُنِعَتْ‏ إِرْثَهَا ؛ ارث او گرفته مي‌شود ،وَ كُسِرَ جَنْبُهَا ؛ پهلويش شكسته مي‌شود ، وَ أَسْقَطَتْ جَنِينَهَا ؛ جنين او محسن را سقط مي‌كنند . وَ هِيَ تُنَادِي يَا مُحَمَّدَاهْ فَلَا تُجَابُ وَ تَسْتَغِيثُ فَلَا تُغَاثُ ... .

 

علاقه مندان جهت مشاهده فيلم و صوت مناظره مي توانند از لينک ذيل استفاده کنند.
Download Video 245 MB (مناظره)

http://www.megaupload.com/?d=5RSX51S8


Download Video 98 MB (نظرات بينندگان)

http://www.megaupload.com/?d=QTEE8NZI
 

Download Audio 8 MB (مناظره)

http://www.fileden.com/files/2008/8/6/2037460/monazere_qazwini-moradzehi_070808_AUDIO.wma


Download Audio 4 MB (نظرات بينندگان)
 http://www.fileden.com/files/2008/8/6/2037460/monazere_qazwini-moradzehi_nazarat_070808_AUDIO.wma


 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 20 مرداد1387ساعت 16:9  توسط عبدالمالک جمال زهی   |